پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

محمد حسین قدیری ابیانه
فیلم معرفی قدیری ابیانه در کادر زیر:
Loading
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
محمد حسین قدیری ابیانه
آخرین نظرات

يكشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۲:۰۹ ب.ظ

۵

نظرات  (۵)

۱۶ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۳۸ حسن قره داغی

دکتر سلام؛ گمان می کنم این مناظره قسمت سومی هم داشته باشد؛ خواهشمند است برای اطلاع از پاسخ شما نسبت به سوء برداشت های دکتر حق شناس از اسلام اجتهادی؛ فیلم قسمت سوم را هم در سایت قرار دهید و اگر چنین چیزی وجود ندارد پاسخ مستدل و متین خود را به صورت متن در سایت قرار دهید. خداوند شما را در جبهه عماریون ثابت قدم بدارد.

با سلام
آقای دکتر نمی دانم این متن را می خوانید یا خیر ولی امید دارم بخوانید و دست کم اطلاع دهید
اینجانب طلبه حوزه علمیه هستم و اتفاقا از کسانی که چندین بار آثار امام را خوانده ام و پایان نامه بنده نیز مبانی نظری اندیشه سیاسی امام خمینی ره است/ رشته حقیر نیز فلسفه است و مدتها عضو هیئت علمی اندیشه سیاسی اسلام می باشم.
ا مناظره و کلا از تجربیات و کتابهای شما بسیار استفاده می کنم 
این مناظره حضرت عالی با آقای حق شناس را گوش دادم( سه قسمتی که در اینترنت هست) در بخشی از سوالات آقای حق شناس که اساسا شبهه بسیاری از اصلاح طلبان است این است که امام خمینی شطرنج را حلال کرد یا اوزون برون که حرام بود حلال شد و از  این قبیل سخنان

در پاسخ باید بگویم پاسخهای شمااز منظر یک کارشناس انقلابی و دیپلمات جمهوری اسلامی واقعا جالب بود   
بنده هم به سهم خودم از منظر نیمچه کارشناس فقهی و حوزوی باید عرض کنم:
 اصلا صورت مساله آنگونه نیست که این آقایان متاسفانه برای حضار بی اطلاع از فقه تصویر می کنند
بلکه اساسا در اسلام هر چه حرام بوده تا ابد حرام است و هر چه حلال بوده تا ابد حرام است (حلال محمد حلال ای یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه) معنای خاتمیت همین است/ 
در مساله شطرنج حکم عوض نشده است موضوع عوض شده است از ابتدای «شطرنجی که آلت قمار بود» حرام بود و  الان هم اگر شطرنج در عرف، آلت قمار باشد حرام است لذا امام نفرمودند حلال است. از او سوال شد که امروزه شطرنج دیگر آلت قمار نیست آیا هنوز هم شطرنج حرام است.؟ امام پاسخ دادند بر فرض مذکور(یعنی اگر اینگونه باشد که شطرنچ آلت قمار نباشد) شطرنج حلال است. توجه شود که این را مجتهد می فهمد که معیار حرمت روی موضوع خاص رفته و آن موضوع را تنقیح می کند و حکم در هر زمان با توجه به قیودی که دارد مشخص می شود. مانند اینکه اسلام گفته است شراب حرم است اما اگر همین شراب در اضطرار باشد مثلا موجب نجات یک آدم شود در آنجا خوردنش حلال می شود و این ربطی تجربه بشری و عرف جهانی اینها ندارد. خداوند متعال هر حکمی را با توجه به نتیجه آن در ذات انسان تعیین کرده است
درباره ماهی اوزون برون هم باید گفت چیزی حرام حلال نشده است. در فقه آمده است که ماهی ای حلال است که فلس داشته باشد اما اینکه کدام ماهی فلس دارد یا نداری این به عرف مردم و صیادان و کارشناسان واگذار شده است  قبلا می گفتند که اوزون برون فلس ندارد لذا حتما حکمش حرام بود اما بعدها متوجه شدند که فلسهای بیسار ریزی دارد بنابراین حلال است. در واقع اسلام چیزی را عوض نکرده است این عرف بود که موضوع را خوب تشخیص نداده بود ربطی به اسلام نداد اما باید توجه کرد اگر اسلام با توجه به عرف چیزی را حرام کرد حق تمرد نداریم لذا کسانی که در زمانهای قبل ماهی اوزون برون می خوردند یا شطرنج بازی می کردند گنه کار هستند چون نظر اسلام در آن زمان مشخص بود.
درباره احکام حکومتی هم چنین است 
میرزای شیرازی که تنباکو را حرام اعلام کرد. تنباکو که در اسلام حرام نیست لکن اگر همین تنباکو ای که موجب ذلت مسلمین شود استعمالش حرام می شود چون اینجا قیدی یافته است
متاسفانه اصلاح طلبها به این قیود توجه ندارند و صرفا به عوض شدن احکام نگاه می کنند این ذهن ساده انگارانه است که تحلیلهای آبکی می کند و انتظار دارد که فقه به دنبال تغییرات احکام باشد.
در نهایت خواهش می کنم کتاب «اسلام و مقتضیات زمان» شهید مطهری را به اینها هدیه کنید مناسب است

نکته پایانی اینکه ایشان برای تغییرات مثالهایی می زدند که در اسلام پیامبر یا درزمان انقلاب امام خمینی با عرف بین الملل کنار آمدند
در پاسخ باید گفت صدها و بلکه هزاران مورد است که زعمای اسلام کنار نیامدند  مثلا از پیامبر می خواستند که پابرهنگان را دور خود جمع نکند چون عرف امام و رعیم قوم در زمان جاهلی خلاف این بود.
در مواردی که عرف طرف مقابل را پذیرفتند آن عرف یا حکم حکومتی یا اضطرار بوده است که برای برون رفت از یک معضل بوده و نه مساله و در ثانی حکم حکومتی و نیز حکم اضطراری موقتی است و نه دائمی.
ضمن اینکه اساسا ولی فقیه در این موارد حق تصمیم گیری دارد و نه هر کس که ناآشنا با فقه است.
فعلا کافی است تا بعد به سلامت التماس دعا

سلام

با تشکر از زبانهایی که برای خدا می گوید

آقا قسمت سومو چرا نگذاشتید؟

دکتر جون فداییتم یه دونه ای
سلام اقای قدیری از دورادور رویتان را میبوسیم
لطفا فایل کاملشو بزارید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">