پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

محمد حسین قدیری ابیانه
فیلم معرفی قدیری ابیانه در کادر زیر:
Loading
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
محمد حسین قدیری ابیانه
آخرین نظرات

دوشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۱۰ ق.ظ

۰

ما مید//bayanbox.ir/id/6061657651510304269?viewانیم که در جوامع غربی آزادی نپوشیدن هست و آزادی پوشش نیست. چون دختر مسلمان را میبینیم که به خاطر پوشش از تحصیل محروم میشود کما اینکه در فرانسه این کار را کردند و جالب است بدانید نه به خاطر اینکه حاضر نیست روسری را از سرش در بیاورد بلکه دختران مسلمانی هم که روسری سر نداشتند اخراج کردند چون حاضر نشدند در کلاس شنای مختلط شرکت کنند. یعنی باید با لباس بیکینی با آقایون شنا میکردند و چون حاضر نشدند از مدرسه اخراج شدند. اما آزادی برهنگی هست. از طرف دیگر ما میبینیم که از نظر اقتصادی، صنعتی و علمی اینها جوامع پیشرفته ای هستند. علتش چیست؟ ما اینجا از این بعد شروع به بررسی میکنیم.

ما اگر بخواهیم پیشرفت علمی، صنعتی و اقتصادی داشته باشیم، کدام عوامل در این پیشرفت مؤثر است؟


 بسم الله الرحمن الرحیم

تبریک میلاد با سعادت حضرت فاطمه (ص) روز زن وهمچنین ولادت امام رضا (ع) و تشکر از دعوت به عمل آمده و فرصتی که در اختیار من قرار گرفت  و توفیقی که در خدمت شما عزیزان باشیم.

ابتدا من یک مقدار از بیوگرافی خودم میگویم: من سال ، ( 1351 ) 7 سال قبل از انقلاب( 18 سالم بود که به ایتالیا رفتم برای تحصیل در رشته معماری،  سال 1353  (5 سال قبل از انقلاب( بیست سالم بود که اولین انجمن اسلامی دانشجویی را در ایتالیا تاسیس کردم که به بزرگترین تشکّل دانشجویی تبدیل شد. توفیق این را داشتم که در نوفل لوشانو در خدمت امام باشم. اولین رایزن مطبوعاتی ایران در ایتالیا بعد از پیروزی انقلاب بودم. از آن به بعد هم در وزارت خارجه بودم. یک مدت مدیر کل مطبوعات و اطلاعات و یک مدت هم در ریاست جمهوری معاون دفتر رئیس جمهور بودم و همچنین سفیر در استرالیا و مکزیک بودم و به سه زبان اسپانیایی، انگلیسی و ایتالیایی مسلط هستم و تا به حال چند تا کتاب به اسپانیایی و انگلیسی نوشتم که در خارج منتشر شده است. چند تا کتاب هم در ایران از من منتشر شده به نام «مسیحیت از واقعیت تا تحریف» که چاپ دوم آن هم منتشر شد و دیگری «زن در اسلام و غرب» و کتاب «عوامل و موانع فرهنگی کار، تولید و پیشرفت». فوق لیسانس معماری با گرایش شهرسازی از ایتالیا دارم و همچنین دکترای مدیریت استراتژیک از ایران. یک سال و نیم هست که از مکزیک برگشتم. آنجا سفیر بودم و این توفیق را داشتم که بتوانم آنجا تا حدودی اسلام را معرفی کنم. حدود 300 نفر با صحبتهای من مسلمان شدند که سه نفر از آنان صاحب و رئیس دانشگاه و چندین استاد و دانشجو، فمینیست، کمونیست ، خبرنگار. نیمی از آنها کسانی بودند که در اولین دیدارشان با ما مسلمان شدند. البته در مکان ها و زمانهای متفاوت، در حالی که با موضع ضد اسلامی وارد جلسه می شدند، به خصوص راجع به مسأله زن معتقد بودند زنها در اسلام و در ایران در اسارتند و باید به آزادیشان کمک کرد و با این نگاه می آمدند و شهادتین رو میگفتند و بیرون میرفتند. جالب اینه که آنهایی که دو، سه ساعت پای صحبت های ما می نشستند و مسلمان میشدند میرفتند و هفته دیگر با چند نفر از فامیلها و دوستان . همکلاسیهایشان می آمدند تا مسلمان شوند. از خانمی که شیعه شده بود و انجمن زنان مسلمان مکزیک را با تشویق ما تشکیل داده بود ایمیلی دریافت کردم که عکسش را فرستاده بود و گفته بود 20 نفر مدرس رقص عربی در مکزیک مسلمان شدند. همچنین یک  پزشک 27-28 ساله که توسط شخصی دیگر مسلمان شده بود دو، سه جلسه ای آمد و پای صحبتهای ما نشست و شیوه طرح مسائل را دید و رفت. 6-7 ماه پیش 113 نفر را خودش شیعه کرده بود و یک مرکز اسلامی اهل بیت در دومین شهر مکزیک راه انداخته است و خودش امام جماعتش شده است و در مجمع اهل بیت شرکت میکند. ما جلسه ای با 7 نفر از استادهای دانشگاه داشتیم که 6 نفر از آنها زن بودند که در جلسه اول و دیدار اول مسلمان شدند. هم فیلمهای آن جلسات سخنرانی های من، هم مراسم تشرّفشان به اسلام هست. ما قبل از اینکه وارد بحث در مورد زن، حجاب، آزادی پوشش و فلسفه آن بشویم چون موضوع نقش آزادی پوشش در پیشرفت جوامع است.

ما میدانیم که در جوامع غربی آزادی نپوشیدن هست و آزادی پوشش نیست. چون دختر مسلمان را میبینیم که به خاطر پوشش از تحصیل محروم میشود کما اینکه در فرانسه این کار را کردند و جالب است بدانید نه به خاطر اینکه حاضر نیست روسری را از سرش در بیاورد بلکه دختران مسلمانی هم که روسری سر نداشتند اخراج کردند چون حاضر نشدند در کلاس شنای مختلط شرکت کنند. یعنی باید با لباس بیکینی با آقایون شنا میکردند و چون حاضر نشدند از مدرسه اخراج شدند. اما آزادی برهنگی هست. از طرف دیگر ما میبینیم که از نظر اقتصادی، صنعتی و علمی اینها جوامع پیشرفته ای هستند. علتش چیست؟ ما اینجا از این بعد شروع به بررسی میکنیم.

ما اگر بخواهیم پیشرفت علمی، صنعتی و اقتصادی داشته باشیم، کدام عوامل در این پیشرفت مؤثر است؟ مثلاً آیا علم آموزی یا علم داشتن یا ارزشمند بودن علم در پیشرفت مؤثر است؟ بله.

آیا ساعت مفید مطالعه مؤثر است؟ بله.

آیا ساعت مفید کار مؤثر است؟ بله.

آیا سلامت انسان مؤثر است؟ بله.

آیا فعالیتهای سیاسی مؤثر است؟ آگر سالم باشد بله.

آیا فعالیتهای خیرخواهانه مؤثر است؟ بله.

دیگر در پیشرفت همه جانبه یک کشور چه عواملی مؤثر است؟آیا مدل بینی مؤثر است؟ آیا رنگ پوست مؤثر است؟ آیا وزن و قد یک نفر یا رنگ چشم و یا رنگ مو مؤثر است؟ یعنی برای اینکه جامعه ای پیشرفت بکند این بستگی دارد به مدل مو، آیا به بینی ربط دارد؟ من میگویم تا حدودی به بینی ربط دارد. چرا؟ بینی اگر خوب نتواند تنفس کند اکسیژن به اندازه کافی به مغز نمی رسد، بنابراین از این جهت مؤثر است. ولی مدل بینی، نوکش بالا باشد یا پایین باشد، این واقعا در پیشرفت علم مؤثر است؟ یا نه؟

مثلاً در غرب گفتند روابط آزاد است چون دین را کنار زده اند. چه کسی گفته فقط رابطه بین زن و مرد؟ بلکه اگر دو تا مرد هم با هم باشند اشکال ندارد، کافی است که بالغ باشند و با میل خودشان رابطه داشته باشند.لذا ازدواج بین مردها را هم مجاز شمردند. آیا برای پیشرفت علم لازم است که مردها با هم ازدواج بکنند؟ اخیراً در سنای آمریکا تصویب کردند، رابطه با حیوانات هم مجاز است. قبلاً اگر در ارتش آمریکا کسی با حیوانی رابطه داشت، از ارتش اخراجش میکردند. حالا میگویند این هم مجاز است. اتفاقاً توجیه هم میکنند. میگویند چون تجاوز به زنها در ارتش خیلی زیاد است، چه بسا اگر رابطه با حیوان مجاز باشد زنها در امان تر هستند. چون در غرب ازدواج مردها مجاز است و این جامعه، پیشرفته است، ما هم اگر بخواهیم پیشرفت کنیم باید ما هم اینجور روابط را مجاز بشمریم؟ یا اصلاً ربطی به این ندارد. یک مثالی را بچگی میزدند، میگفتند: ببینید آن بچه شاگرد اول هست. میگفت بابا اون عینک داره، برای من هم عینک بگیرید. آن بچه اینقدر درس خوانده که عینکی شده، به خاطر عینکش شاگرد اول نشده، ساعت مفید مطالعه اش باعث پیشرفتش شده است. ما گاهی علت پیشرفت جوامع را خوب درک نمیکنیم. خوب حالا ببینیم  اگر در جامعه ای نوع پوشش آزاد باشد این بیشتر به پیشرفت کمک میکند یا محدودیت باشد؟ اینجا میتوانیم این بحث را مطرح کنیم. آیا اگر ارزشهایی که در جامعه مطرح است، ارزشهایی باشد که به پیشرفت کمک بکند و این ارزشها غالب باشد، این به پیشرفت کمک میکند، یا ارزشهایی که تأثیری ندارد یا حتی جایگزین بخشی از ارزشهای مؤثر میشود. مثلاً در جامعه ای که قرار است جذابیت فیزیکی ارزش اجتماعی بشود آیا این به نفع پیشرفت کشور است؟ یعنی ارزش و احترام یک زن در جامعه به قد، وزن، مدل بینی و رنگ پوست و چشم است؟ یا فقط علم شرط است؟ اگر جذابیت فیزیکی به ارزش تبدیل نشود، آنوقت هر زن یا مردی اگر بخواهد احترام اجتماعی کسب کند و بخواهد در جامعه ارزشمند شمرده شود، میل پیدا میکند تا آن ارزشها را کسب کند. اگر جذابیت فیزیکی ارزش اجتماعی نباشد، میل برای کسب احترام و ارزش اجتماعی سیر میکند به سمت ارزشهایی که این احترام را کسب کند. لذا همه میروند به سمت علم آموزی، کار بهتر و فعالیت بیشتر. اما اگر جذابیت فیزیکی به ارزش اجتماعی تبدیل شود این خانم در تحصیل کم می آورد و حرفی برای زدن ندارد لذا شروع میکند اندام خود را به نمایش گذاشتن. اینطوری احترام و ارزش اجتماعی را کسب میکند. من اینجا یک مقایسه میکنم بین نگاه مسیحیت، نگاه فرهنگ غربی و نگاه اسلامی به زن و به روابط زناشویی. در مسیحیت ازدواج بین مرد و زن یک امر بد و ضروری استو چون کشیش ها و راهبه ها آدمهای خوبی هستند، آنها ازدواج نمیکنند. حالا چرا بد است؟ چون بد است! حالا چرا ضروری است؟ به خاطر بقای نسل بشر ضروری است. لذا در مسیحیت چیزی به نام طلاق وجود ندارد. اگر ازدواج کردند دیگر طلاقی در کار نیست. فقط شخص پاپ میتواند یک ازدواج را ملغی کند. حق جلوگیری از باردار شدن را ندارند، چون اصل ازدواج به خاطر باردار شدن و فرزند آوردن است. نباید به دنبال لذت در روابط زناشویی باشند. چون از دید مسیحیت این بد است. اما نگاه فرهنگ رایج غرب از ازدواج یک امرخوب و ضروریست، یک ارزش است. اگر زنی زیبا بود ارزش است. روابط زناشویی خوب و ضروریست، ارزش است. لذت آفرینی متقابل بین مرد و زن ارزش است. از نگاه اسلام هم ارزش است. اینجا با فرهنگ غربی یکسان است. ما کلی حدیث و روایت داریم که چکار بکنید که در روابط زناشویی تان لذت آفرینی بیشتری بکنید. که تعجب می کردند از اینکه یک همچین چیزی در دین است و جالب است که اگر در غرب این امر یک امر خوب  و ضروری محسوب میشود، در اسلام خدا میگوید این کار را بکنید من هم ثواب به پاش میگذارم. تو ازدواج کن، تو رابطه زناشویی برقرار کن، تو لذت ببر و لذت آفرینی کن، من هم ثواب میگذارم.

ما هیچ مکتبی را در دنیا اینجوری سراغ نداریم، برعکس اینکه فکر میکنند اسلام محدود کرده، بلکه اسلام بلکه اسلام خیلی ترغیب و تشویق هم کرده است. منتهی فرق ما با جامعه غربی چیست؟ اسلام میگوید جذابیت جنسی یک ارزش زناشویی است و صرفاً برای خلوت زناشویی است و نباید به یک ارزش اجتماعی تبدیل شود. ولی این در غرب یک ارزش اجتماعی است. یعنی ارزش یک زن به وزنش، به قدش، به رنگ پوستش، به مدل بینی اش و به همه اینها است. این هم بخشی از ارزش است اما همه ارزش نیست. البته من به شما بگویم ارزش غالب است. خوب حالا این خانم دانشمنده، پزشکه، در بیمارستان با آن لباس سفید پزشکی یا لباس سبز پزشکی یا پرستاری، در بیمارستان این ارزش است. این لباس در محیط بیمارستان کسب احترام میکند. احساس نیاز به خودنمایی حس نمیکند. چون همان لباس ارضاءش میکند. چون پزشکه، پرستاره، جون افراد دست آنهاست. اما این خانم وقتی میره در خیابان معلوم نیست که چکاره است. آنجا وقتی از محیط بیمارستان خارج میشود و وارد اجتماع میشود، باز قضاوتها براساس ظاهرش است.

سئوال: آیا جذابیت فیزیکی ارزش اجتماعی بشود به نفع زن است یا نشود؟ حالا شما دانشجو هستید و سن جوانی سن زیبایی است. اوج زیبایی در جوانی است. شما راضی هستید در جامعه احترام مادرتان به ظاهرش باشد. یعنی اگر اندامش را از دست داده احترامش کاهش پیدا کند یا نه؟ اصلا به نفع زن است که ارزش اجتماعیش به قیافه و به قد و وزنش باشد؟ یا به ضررش است؟ من این سوال را در مکزیک و در خارج، در جلساتی که داشتم از هر کس میپرسیدم، از استاد دانشگاه، زن، فمینیست ها،کمونیست، خبرنگاران، هرکس. آیا به نفع زن است که جذابیت فیزیکی ارزش اجتماعی بشود؟ همه بلا استثنا میگفتند که به نفع زن نیست. اما آیا در جامعه شما ارزش است؟ بلا استثنا میگفتند ارزش است. من در همان ایام دانشجویی که در ایتالیا بودم، صحبت از یک بیماری زنانه به نام کوارانتنه بود. یعنی چهل سالگی زنان. حالا این بیماری چیست؟ چون جذابیت فیزیکی یک ارزش اجتماعی است و احترام اجتماعی به ظاهر امر بستگی دارد. زن در چهل سالگی می افتد در سراشیبی از دست دادن زیبایی و چین و چروکها پیدا می شوند. زن زایمان کرده و دوتا بچه زاییده است دیگر اندامش یک مقدار بهم خورده و احترام اجتماعیش سقوط میکند. اسلام میگوید: بهشت زیر پای مادران است. ولی در غرب مادری که اندامش را از دست داده، شروع میکند به از دست دادن احترام اجتماعی اش. چون از چهل سالگی چین و چروکها شروع میشوند و از دست دادن زیباییها در سراشیبی می افتد. لذا احترام و ارزش اجتماعی زنان در سراشیبی می افتد.

من این موضوع را حدود چهل سال پیش در آنجا نقلش بود شنیده بودم. حدود دو سال پیش در مکزیک در بزرگترین دانشگاه آنجا سخنرانی داشتم در مورد حقوق تطبیقی، مقایسه حقوق زن در اسلام و غرب که همزمان در صد دانشگاه مکزیک هم به نمایش در می آمد و دانشجوها و اساتید پای صحبت بودند. همین مسأله را هم مطرح کردم. یک خانم حقوق دانی بود آنجا گفت: حالا شده سی سالگی، آن مال چهل سال پیش بود. یعنی الان این مشکل در سی سالگی برای خانمها رخ میدهد. از سی سالگی احساس می کنند ارزششان رو به کاهش است. اگر کسی زیبایی ندارد و زیبا به دنیا نیامده مثلاً قدش کوتاه است با آن ملاک هایی که آنجا به عنوان زیبایی معرفی میکنند، تطبیق ندارد و باید تمام عمرش دچار عقده حقارت باشد یا نه در جوانی زیبا بوده، حالا دارد زیباییش را از دست میدهد. حالا احترام اجتماعیش رو به کاهش است.

ما خوشبختانه در جامعه مان علی رغم مشکلاتی که داریم، هر چه سن زن بالا میرود، احترام اجتماعیش بیشتر میشود. ولی در غرب هر چه سن زن بالا میرود، احترام اجتماعیش کمتر میشود. کدام به نفع زن است؟ اسلام میگوید: جذابیت فیزیکی یک ارزش اجتماعی نباید باشد اما ارزش زناشویی است و باید تقویت بشود. لذا ما حدیثی داریم که میگوید: «بهترین زنان امت من زنانی هستند که خودشان را برای شوهرشان بیارایند و خودنمایی کنند اما از نامحرم بپوشانند.»

حالا ما زنانمان معمولاً جزء بهترینها نیستند. اگر بیرون هم آرایش نمیکنند و خودشان را میپوشانند، در خانه هم همچنان به خودشان نمیرسند. آن زنی بهترین است که در خانه به خودش برای شوهرش برسد. آقایان هم اگر این کاررا بکنند و به خودشان برسند و برای همسرانشان زیباتر و جذابتر جلوه بکنند، این هم مثبت است. خوب حالا من از هر کسی سئوال میکردم که ما در اسلام میگوییم جذابیت جنسی ارزش هست، اما ارزش زناشویی، اما نباید ارزش اجتماعی بشود. میگویند راه حل شما چیست؟ قبول داریم که این به نفع زنان است. وقتی با آنها صورت مسأله را مطرح میکنیم قبول دارند اما راه حل چیست؟ خدا انسان را آفریده، میداند برای چه آفریده و چگونه آفریده. شما هر دستگاهی که می خرید، تلویزیون، رادیو، تلفن همراه، دوربین می خرید، در کنارش یک دفترچه راهنماست یعنی آن صاحب صنعتی که این را تولید کرده، یک دفترچه راهنما هم میفرستند. چه کارکنید که از این دستگاه بهترین استفاده را ببرید. مثلاً در موبایل میگویند: اول باطریش را 24 ساعت در برق بگذارید، اگر این کار را نکنید عمر باطری کوتاه میشود و ظرفیتش کم میشود. خدا هم انسان را آفریده و یک کتاب راهنما به نام قرآن فرستاده و میگوید این کار را بکنید بهترین بهره را میتوانید ببرید. پس هدف این است که جذابیت فیزیکی به یک ارزش اجتماعی تبدیل نشود.

من اگر بخواهم بگویم که فلسفه حجاب در اسلام چیست؟ میگویم ممانعت از تبدیل شدن جذابیت فیزیکی از یک ارزش زناشویی به یک ارزش اجتماعی است. آیا این برای آقایان هم صدق میکند؟ بله برای آقایون هم صدق میکند. اما چرا نوع حجابش متفاوت است؟ نوع پوشش متفاوت است؟ چرا راه حل متفاوت است؟ برای اینکه خداوند وقتی مرد و زن آفرید متفاوت آفرید. مطالعاتی در غرب، در آمریکا، در کشورهای مختلف اروپایی انجام دادند، در مورد اینکه مرد و زن در روابط زناشویی چگونه از هم تأثیر می پذیرند. حالا تجهیزاتی که دارند، روشهایی که دارند، این را باید به نظر من در دانشگاه علوم پزشکی بررسی کنند و مطالعات غربی را در بیاورند و منتشر کنند. رسانه های ما بروند با آنهایی که این تحقیق را کردند مصاحبه کنند و منتشر کنند خوب است. نتیجه واحد و یکسان بوده است. گفتند:مرد از لذت بصری خیلی بالاتری نسبت به زن برخوردار است. یعنی مرد با نگاه کردن تحت تأثیر قرار میگیرد. زن مثل مرد نیست. زن لذت سمعی بیشتری دارد نسبت به مرد یعنی با شنیدن. لذا توصیه به زن این است که برای همسرت خودآرایی و خودنمایی کن، برای اینکه چشم تحت تأثیر قرار بگیرد. به مرد توصیه اش چیست؟ یک حدیث است که میگوید «به همسرتان بگویید که دوستش دارید. این چیزیست که از قلبش هرگز خارج نمیشود»، چون لذت سمعیش بیشتر است. چون مرد اینگونه آفریده شده که لذت بصری بیشتری دارد و با نگاه تحت تأثیر قرار میگیرد، یکی از راه حل هایی که قرآن به مرد میدهد این است که نگاهت را بنداز و به زن میگوید خودت را بپوشان. برای مرد هم همین صدق میکند. مرد هم نباید به عنوان یک عنصر تحریک کننده وارد جامعه بشود. منتهی نوع پوشش فرق دارد. موی مرد یا موی زن در این رابطه تأثیرش متفاوت است. موی زن جزء زیباییها و جذابیتهای شدید زن است. خیلی بیشتر از مردها. لذا شما میبینید که آقایان مو هم اگه نداشته باشند در خیابان می آیند ولی خانمها اگر نداشته باشند میپوشانند حتی اگر اعتقاد به حجاب نداشته باشند. موی زن در زیبایی او اثر بیشتری دارد. لذا میبینید پیرزن هم هست ولی موهایش را هنوز دارد. ولی آقایان گاهی در میانسالی هم موهایشان را از دست میدهند.

پس فلسفه حجاب این است که می گوید مرد با نگاه تحت تأثیر قرار میگیرد. خدا مرد را از این بعد ضعیف آفریده است. که این ضعف حسن است. عیب نیست.

در غرب صحبت از تضاد مرد و زن میکنند. از دشمنی مرد و زن صحبت میکنند. فمینیست ها مردها را دشمن میشمرند. اسلام میگوید زن و مرد مکمل هم هستند نه دشمن هم. میتوانند با هم دشمنی کنند اما خدا مکمل آفریده است. اینها با هم کامل می شوند. یک مرد وقتی وارد جامعه میشود وقتی زنانی را میبیند که اندامشان را، ظاهرشان را و زیباییشان را به نمایش میگذارند. این مرد چون با نگاه تحت تأثیر قرار میگیرد. اثر میپذیرد، تحریک میشود. اسلام میگوید خانم دون شأن تو است که طوری بیرون بیایی که دیگران بخواهند به خاطر دیدن شما شهوتشان تحریک شود. این خانمهایی که لباسهای تنگ میپوشند و آرایش میکنند، اینها معمولاٌ در ایران قصدشان این نیست که بروند تو خیابان و هر مردی را تحریک جنسی بکنند ولی این اثر را دارند چه بخواهند چه نخواهند. یعنی بدون اینکه بخواهند دارند مردها را به گناه می اندازند. حالا یک عده مؤمن هستند میزنند تو سر خودشان، متوسل به این و آن میشوند، نماز شب میخوانند تا این را کنترل کنند.

یک مردی که از خانه بیرون می آید و هزاران تیر شهوت به طرفش شلیک میشود. خوب همه که ایمان قوی ندارند که بتوانند خودشان را کنترل کنند. اذیت میشوند. مثل ماه رمضان است. ماه رمضان آدم روزه بوی غذا اگر آمد، روزه گرفتنش سخت تر میشود. خیلی ها روزه شان را نمیشکنند اما روزه گرفتنشان با بوی غذایی که راه افتاده روزه گرفتنشان سخت میشود. این آقای مؤمن که دنبال نگاه کردن به زن نامحرم نیست. دنبال این حرفها نیست. بالاخره این بو که به مشامش برسد و این صحنه هایی که میبیند اذیتش میکند. همانطور که بوی غذا یک آدم روزه را اذیت میکند و همه هم در ماه رمضان طاقت ندارند که این بوی غذا را تا دم افطار تحمل کنند. بعضیها روزه شان را میشکنند. همه آقایون که ایمان سختی ندارند که بگوییم مقاومت میکنند. بعضیها شهوتشان تحریک شده به زنان خودفروش رو می آورند. بنابراین خانمهایی که خودنمایی میکنند، حالا چه با نیت چه بی نیت، چه با قصد چه بی قصد، بدون اینکه بدانند بازاریابانی میشوند برای زنان خودفروش. تحریک میکنند اما ارضاء نمی کنند. زنان خودفروش تحریک میکنند و ارضاء هم میکنند. یک عده هم به تجاوز روی می آورند. همیشه هم قربانیان این تجاوز زنانی نیستند که خودشان تحریک کننده بودند.

آمارهای تجاوز در دنیا بیداد میکند. خود ایتالیا نوشته بودند، از هر سه زن حداقل یکی مورد تجاوز قرار گرفته که این خیلی زیاد است. تجاوز غیر رابطه نا مشروع مطلوب دو طرف یا با میل دو طرف است. یعنی مایل نبوده و بهش تجاوز شده. من به مکزیک رفتم دیدم آنجا هم میگویند از هر ده نفر هفت نفر مورد تجاوز قرار میگیرند. یعنی ما رفتیم یک شهر سه یا چهار هزار نفری میدیدم ماهی 40،50 نفر زن مورد تجاوز قرار میگیرند. که این آمار خیلی زیاد است. انگلستان، اروپا به طور کلی اینجوری است که تقریباً نیمی از جمعیت نمیداند که پدرش کیست. یعنی پدر خود را نمیشناسد. نه خودش میداند پدر کیست، نه مادر میداند پدره کیست. آنها عده ندارند. اونی که فکر میکند پدرش را میشناسد، پدرش نیست. در انگلستان آمار داده بودند که هر مردی که سه بچه دارد یکی از آنها بچه خورش نیست و خودش خبر ندارد. در انگلستان که راه های پیشگیری را بلد هستند و همه تجهیزات پیشگیری در اختیارشان است، مردی که زن دارد و سه بچه دارد یکی از آنها مال خودش نیست و خبر ندارد.ی عنی یک سوم بچه هایی که به ظاهر مشروع هستند، نامشروع هستند. ببینید چقدر رابطه نامشروع آنجا بالاست که یک سوم آن به بچه منتهی میشود.

شما همه کنکور را پشت سر گذاشتید و میدانید که در دوره پیش دانشگاهی چه استرسی است. خیلی ها میگویند این استرس زیان آور است هم از نظر روحی هم از نظر جسمی. کسی که موقع امتحان استرس داشته باشد نمیتواند همه معلوماتش را منتقل کند. این اذیتش میکند و هول میشود و فراموش میکند و زیان میبیند. منتهی در استرس پیش دانشگاهی افراد یه امیدی برای پیروزی دارند. زنان در غرب دچار استرس دائمی هستند. چرا؟ چون در رقابتی وارد میشوند که پیروزی در آن نیست و سال به سال بدتر میشوند. چون سال به سال زیباییهایشان را از دست میدهند.

حالا الگو زیبایی چیست؟ الان الگوسازی میکنند. به خاطر قدرت تبلیغات دیگر به ذائقه ها توجه نمیکنند که ذائقه ها چیست و مطابق ذائقه ها،م حصولات غذایی یا مثلاً سیگار و چیزهای دیگر تولید کنند. یک چیزی تولید میکنند و با تبلیغات به ذائقه تبدیلش میکنند. ذائقه سازی میکنند و این اوج قدرت است. خوب زیبایی چیست؟ در بعضی از قبایل آفریقایی و در غرب و الان در ایران هم هست، مثلاً آنهایی که لبهایشان خیلی باریک است، میروند و ژل در لب تزریق میکنند. این لب کمی کلفت تر باشد و گوشتی باشد میگویند زیباتر است. در آفریقا یه قبایلی هستند که خانمها می آیند زیر لب را یه شکافی می دهند و چیزی به اندازه یک بشقاب میگذارند داخلش و لب پایین به اندازه یک بشقاب است.آنجا زیبایی یعنی اینکه، هر چه این بشقاب، نعلبکی بزرگتر باشد یعنی زیباتر است. گردن دراز علامت زیبایی است. از بچگی یه حلقه هایی در گردن می اندازند که این گردن کشیده شود. اگر 45 سانت شود بهتر از نیم متر است. غرب هم الگوسازی میکند، یک روز لاغر است یک روز کمی چاق تر است. یک روز میگویند موی طلایی و چشم آبی، یک روز میشود موی سیاه وچشم مشکی و یک روز میشود موی سیاه و چشم آبی، یک روز میگویند برنزه اگر شود خیلی بهتر است. بستگی به قدرت تبلیغات است که می آیند آن مدل را ارائه میدهند و معمولاً از زنهای زیبا و جوان استفاده میکنند و با کلک های سینمایی خیلی زیباتر از آنچه که هستند جلوه شان میدهند. الان شما دیدید وقتی میروید عکس بگیرید بدون اینکه شما درخواست کنید آن عکاس روتوش میکند و چین و چروکها را از صورت برمیدارد. آنجا طرف با فتوشاپ یک کلیک میکند کمرش میشود 30 سانت. این شده مدل زیبایی. در تصویری هم این کلک ها هست یعنی آن زن با واقعیت خودش با آنچه که از آن جلوه میدهند زمین تا آسمان فرق دارد. چند درصد زنها میتوانند خودشان را با این الگو تطبیق بدهند؟ خود آن زن با آن الگویی که ارائه میدهند یکسان نیست.

در بعضی از سایتها، در ایران هم دیدم که این کارها را میکنند، عکسهای بی آرایش هنرپیشه ها را می اندازند و عکسهای با آرایش شده را کنارش، زمین تا آسمان با هم فرق دارند. من به شما عرض میکنم 99% زنها دچار احساس کمبود هستند.

 یک مطالعه ای در آمریکا صورت گرفت، من آن را در مکزیک در سایت گذاشتم، منتشر کردند. یک گروهی از دانشمندان آمریکایی که در رأسش یک خانمی از دانشگاه بود، مطالعه کردند زمانی که نگران این هستند که ظاهرشان چگونه در رفت و آمد جلوه کنند، میخواهند مثلاً جذاب باشند و نگران این قضیه هستند، بخشی از تواناییهای ذهنیشان را از دست میدهند. کما اینکه ما در رانندگی میگوییم کسی که موبایل صحبت میکند بخشی از هوشیاریش را از دست میدهد و حواسش صددر صد جمع کار نیست. آیا این به نفع زن است که هر کالایی میخواهند تبلیغ بکنند یک زن را برهنه کنند و به نمایش بگذارند؟

یکی از مبارزاتی که فمینیستها درغرب دارند انجام میدهند این است که جلوی اینگونه تبلیغات را بگیرند. میگویند: زن شخصیتش این نیست که هر کالایی بخواهند تبلیغ کنند زن را برهنه کنند و به نمایش بگذارند. این موضوع را در پارلمان اروپا تا دم تصویب بردند. اما صاحبان سرمایه اعتراض کردند و گفتند اگر از برهنگی زن در تبلیغات منع بشود فروششان کاهش میابد و در ایجاد اشتغال مشکل ایجاد میشود و بحران اقتصادی ایجاد میشود و جلویش را گرفتند.

من رفتم آنجا گفتم ما توهین میدانیم به شخصیت زن که او را برهنه میکنند برای تبلیغ کالا. ما تحقیر و توهین به زن میدانیم که برای اینکه استخدام شود در یک شرکت بگویند باید اندامش را به نمایش بگذارد. واقعاً توهین است. مگر میخواهند اندام فروشی بکنند؟

ما رفتیم نمایشگاه بین المللی کتاب در شهر گوردالاخارای مکزیک، بزرگترین در آمریکای لاتین و دومی در دنیا بود که ظاهراً مال خودمان از همه آنها بزرگتر است. دیدیم کتاب فروشها برای اینکه کتاب بفروشند جلوی غرفه شان چند تا زن نیمه برهنه می آوردند،  قروفر بدهند، طرف بیاید اینجا بایستد به بهانه این بهش کتاب بفروشند. در جلسات رسمی رئیس جمهور می اید، جلسات اقتصادی، صنعتی از دم در یک چند تا زن نیمه برهنه ایستادند و هر کسی می آید میگویند خوش آمدید و لبخند میزنند و نمایش میدهند. از یک خانم پرسیدم که چقدر بهت پول میدهند. ساعتی 300 دلار میدهند که اون شکلی بیاد و آنجا بایسته. یک استاد دانشگاه آنجا اینقدر نمیگیره. دانشگاه رفتم دیدم یک طرف عکس رؤسای دانشگاه در دوره های مختلف را زدند یک طرف عکس دختران جوان و آرایش کرده و نیمه برهنه.پرسیدم اینها کی هستند؟ گفتند کسانی هستند که هر سال در دانشگاه مسابقه زیبایی برگزار میشود. در دانشگاه نمیشه مسابقه شاگرد اولی راه بیاندازید؟ در دانشگاه هم باید هر کس زیبا است اندامش را به نمایش بگذارد؟

من سخنرانی داشتم در یک اجلاس بین المللی راجع به آموزش متوسطه عنوانش این بود، «ملکه زیبایی یا ملکه دانایی؟» در کتاب «زن در اسلام و غرب» که نوشته ام این مقاله را آورده ام. در هر شهری میرفتم میدیدم معلم ها این را برداشتند و توضیع کردند و از این خوششان آمده بود. اقلاً در دانشگاه ها مسابقه برای دانایی بگذارید، هر کس که داناتر است. بعضی ها فکر میکنند حجاب مانع روابط اجتماعی است. برعکس حجاب برای روابط اجتماعی است چون در خانه که احتیاج به حجاب ندارند. برای اینکه روابط اجتماعی برقرار بشود، اما نه بر اساس جذابیت فیزیکی، حجاب است. حالا در غرب تبلیغ میکنند اینطوری وانمود میکنند که این خانمهایی که حجاب دارند، در خانه همینطور میپوشند.

ما در یک محفلی در یک مراسم دیپلماتیک صحبت می کردیم، سفیر رومانی در مکزیک یک خانم بود. بحث از حقوق زن شد گفتم ما حقوقمان خیلی بالاتر است و غیره... گفتش آره من خورم در یک روزنامه خواندم که یک زنی بعد از 35 سال ازدواج به شوهرش اصرار میکرد که حداقل بیا یک بار صورت من را ببین که چطوری است اما مرد از فرط ایمانش میگفت نه. اینطوری تبلیغ میکنند. یا فکر میکنند این خانمهای مسلمان که حجاب دارند کچل هستند برای همین حجاب دارند. بعضی اوقات خانمها می آمدند در محفل زنانه میگفتند شما مو دارید؟! چه موهای قشنگی دارید. پس چرا موهای قشنگی دارید میپوشانید؟

ما میرفتیم آنجا شوهره اصرار داشت بگیم که زنش قشنگه؟ من میگفتم خانم محترمی هستند. میگفت نه قشنگ است؟ من اگر آنجا میگفتم قشنگه کلی هم مرده کیف میکرد هم زنه. میگفتم تو ایران کسی جرأت نداره یک مرد غریبه بیاد به یک خانم بگوید تو چقدر جذابی، چه زیبایی، خوشم آمد. اگر بگه کتک میخوره.

باور بفرمایید این را که میگویم صادقانه میگویم بارها زنهای مکزیکی این را به من گفتند که تا به حال میگفتیم بیچاره زنان مسلمان حالا میگوییم بیچاره ما. چطوری میتوانیم ما بیاییم در جامعه ای زندگی کنیم که جذابیت فیزیکی یک ارزش نباشد؟ چون رنج میبرند. یا آن قشنگی را از دست داده اند میبینند احترام ندارند یا قشنگ هستند نمیخواهند همه به این نگاه بهشان نگاه بکنند. زیباست ولی آدم است به زیباییش تو چکار داری؟

بنابراین من معتقدم اگر در جامعه ای جذابیت فیزیکی، ارزش اجتماعی نباشد، کما اینکه اسلام این را میخواهد، امکان پیشرفت علمی، اقتصادی، صنعتی و همه جانبه خیلی فراهم تر است چون ارزشهای اجتماعی منحصر است به ارزشهای صحیح و واقعی.

حجاب پرچم آزادگی زن است. او فکر میکرد زنها با حجاب بهشان بی احترامی میشه. نه، برای خودش احترام قائل است که اجازه نمیدهد کسی با این نگاه بهش نگاه کند. لذا خیلی زود تحت تأثیر قرار میگرفتند و جذب میشدند. آنها وقتی میفهمیدند خانم بنده که آنجا هم چادر سرش بود، استاد دانشگاه در جامعه شناسی است و بحث میشد نظر میداد و نظرش از نظر آنها صائب تر بود، چه تأثیری میپذیرفتند.

بعضی ها فکر میکردند اگر زن آنجا چادر داشته باشد بد است. اتفاقاً درکلیساهای آنجا حضرت مریم(س) را با چادر نمایش میدادند. همه می آمدند میگفتند چقدر شبیه حضرت مریم شده، میشود یک عکس بگیریم؟! بی احترامی که بهش نمیشد هیچ، احترامش هم حفظ میشد.

ما دو نوع زیبایی داریم: یک زیبایی که وارد حیطه جذابیت جنسی میشود یعنی تحریک جنسی میشود. یک زیبایی که وارد این حیطه نمیشود. زیبایی که وارد این حیطه نشود اشکال ندارد. لذا در محفل زنانه این جذابیت فیزیکی که به طور طبیعی بین زنان نیست، اشکال ندارد و خانمها آن پوشش را لازم ندارند. یا مثلاً چادرش گلدار است، گل چادرش تأثیری در این قضیه ندارد، پس اشکال ندارد. روسریش قشنگ است، این قشنگی روسری وارد عرصه جذابیت فیزیکی نمیشود. اینجا اشکال ندارد. دختر سه ساله چون هنوز به این سن نرسیده که جذابیت فیزیکی داشته باشد، حجاب لازم ندارد. پیر زن صد ساله هم نیاز ندارد. او هم اگر بپوشد بهتر است اما نیازی نیست. هر چه زیباتر باید حجابش بهتر باشد. اگر احساس میکند با دیدن چشمانش یا با دیدن صورتش کسی تحریک میشود بپوشاند بهتر است. ولی واجب نیست.

اینکه قدیم پوشیه استفاده می کردند و هنوز هم در مناظقی می زنند یک فلسفه دارد. در اسلام میگویند اگر زن خودش را برای شوهرش بیاراید ثواب دارد. چون میخواهد خودش را برای شوهرش قشنگتر کند در خانه آرایش میکند. حالا میخواهد یک ربع، بیست دقیقه بره سر کوچه و برگردد باید این آرایش را پاک کند. چون برای شوهرش آرایش کرده، میخواسته شوهرش را جذب کند نمیخواهد که نامحرم را جذب کند. راحت تر است که رویش را بپوشاند برود خریدش را بکند و برگردد. یعنی این پوشش صورت برای این است که آرایشش را پاک نکند. حالا بعضی ها رو عادت این کار را میکنند. فلسفه حجاب را نمیدانند، حجاب را رعایت میکنند. بعضی ها را من میبینم چادر خیلی خوبی دارند ولی در چند سانت صورتشان هفت قلم آرایش دارند که این فلسفه حجاب را نفهمیده است. من 25 سال پیش سوریه رفته بودم یک خانمی بود، موهایش کامل پوشیده بود ولی مینی ژوپ پاش بود و بغل یک آقا نشسته بود. بهش گفته بودند زن مسلمان باید حجاب داشته باشد، حجاب را در روسری میدید یعنی نمیدانست مینی ژوپ هم نباید بپوشد.

من بعضی وقتها میبینم خانمهایی که روسری و مانتو تنشان است اینها حجابشان محکمتر از بعضی از چادری هاست. بعضی ها موهایشان یک کمی پیداست اما هیچ قصد و غرضی برای خودنمایی برایه کسی ندارند. حالا توجه نداشته موهاش کمی پیداست، میشود فهمید این آدم آمده بیرون و قصد و غرضی ندارد.

یک جناح از فمینیستها در غرب اصلاً خودشان را آرایش نمیکنند. میگویند ما برویم خودمان را برای مردها آرایش کنیم؟ ما اصلاً مرد را قبول نداریم. آنها هم یک قدم به سمت حجاب آمده اند. میگویند ما برویم تو خیابان خودمان را برای چه کسی آرایش کنیم؟

یک بحثی در خارج مطرح میکنند، بحث برابری حقوق زن و مرد. درایران هم گاهی این احزاب و جناحها دم انتخابات برای اینکه رأی خانمها را جمع کنند، میگویند ما خواستار برابری حقوق زن و مرد هستیم. آنها خانمها را ساده فرض کردند که این حرفها را میزنند. من آنجا میرفتم و با سربلندی و افتخار میگفتم ما مخالف برابری حقوق زن و مرد هستیم. ما طرفدار عدالت در حقوق زن و مرد هستیم نه برابری. اگر من بخواهم عدالت بین فرزندانم ایجاد کنم این نیست که برای بچه هام لباسهای به یک اندازه بخرم. عدالت این است که برای هر کدومشان لباسهایی که به اندازه شان است بخرم. خدا زن و مرد را متفاوت آفریده و به خاطر تفاوتشان حقوق متفاوت لازم دارند نه برابری حقوق. خوب زن مادرمیشود، مرد نمیشود. زن به خاطر اینکه مادر میشود حقوق ویژه میخواهد نه حقوق برابر با مردها. اسلام جنگ را اگر نیاز باشد به عهده مردها گذاشته است. لذا دوره سربازی برای آقایان اجباری است. شما میگویید طرفدار برابری حقوق زن و مرد هستید پس اگر راست میگویید و میخواهی رأی جمع کنی بگو سربازی را برای خانمها اجباری میکنم. ببینم یک رأی هم می آوری؟ اسلام نفقه را بر عهده مرد گذاشته. تو بگو در راستای برابری حقوق زن و مرد، بگو زن باید هزینه های خودش را خودش تأمین کند و به مرد هیچ ربطی ندارد. اگر برابر است این هم جزءاش است.

حالا دیه را میگویند دلیل بر نابرابری است. در اسلام آمده هزینه زندگی و خانواده با مرد است، حالا اگر مرد کشته شود مشکل اقتصادی برای زن و فرزندانش پیدا میشود. حالا علاوه بر مشکلی که یک خانواده عضو مهمش را از دست داده. اگر مرد بمیرد مشکل اقتصادی خانواده بیش از این است که زن بمیرد. لذا دیه مرد دوبرابر است که این دیه را به مرد مرده، به جنازه که نمیدهند، به زن و فرزندانش میدهند. یعنی دیه دو برابر عملاً به نفع زن است.

ارث مرد دو برابر ارث زن است. ارث پسر بیش از ارث دختر است. چرا؟ چون خداوند گفته مرد برود تشکیل خانواده بدهد و مسئولیت یک خانواده را به عهده بگیرد. کسی که میخواهد مسئولیتی به عهده بگیرد مثل ادارات، کسی که مسئول است بودجه خاص هم دراختیارش است. این برای این است که تشکیل خانواده داده شود. اگر دراسلام حقوق زن و مرد متفاوت است، به خاطر این است که نوع خلقت متفاوت است. خداوند از وظایف زن و مرد تعریفهای متفاوتی کرده است. اینها مکمل هم هستند. اگر به خاطر نقش مرد در جنگ این قانون نبود که سربازی برای مرد اجباری است، الان این تعداد خانم نباید در دانشگاه میبودند. پسر کنکور میدهد و قبول نمیشود باید به سربازی برود ولی دختر اینقدر تکرار میکند تا وارد شود.

من در جایی سخنرانی داشتم، حدود 7،8 هزار زن جمع بودند. من را نشاندند کنار یک سرلشکر بازنشسته زن، که خانمی بود شبیه بومی های مکزیکی، صحبت که تمام شد من گفتم: ما طرفدار برابری حقوق زن و مرد نیستیم، ما خواستار عدالت در حقوق هستیم. گفت من طرفدار برابری هستم. حالا بازنشسته هم بود. نزدیک 70 سالش بود. گفتم خوب اگر برابری باشد باید سربازی برای خانمها هم اجباری باشد. گفت: من معتقدم برای خانمها باید اجباری باشد. فرقی نیست. بعد گفتم در آمریکا آمار میدهند خانمهایی که سرباز هستند به خیلی هاشون تجاوز میشود. گفت من 40 ساله تو ارتش بودم از این شانسها نداشتم. ولی در آمریکا تجاوز را نگاه کنید چه آماری است.

به هر حال بعضی ها میگویند حجاب به پاکی دل است. زیبایی یک ثروت است، اگر کسی زیباتر است ثروتمندتر است. ایمان هم ثروت است. البته ثروت زیبایی بدون ایمان این ارزش را ندارد که ایمان دارد. اگر شما صد میلیون پول داشته باشید و میخواهید بروید در بانک بگذارید و چهارتا خیابان را هم باید عبور کنید، این پولها را میگذارید دریک کیسه شفاف و دستتان میگیرید و میبرید بانک بگذارید یا نه پنهانش میکنید؟ اگر شما پول را دست گرفتید و پول را ربودند همه میگویند تقصیر خودت است، پنهانش میکردی. آن پول تحریک کننده است. کسی دزد هم که نباشد ممکن است احتیاج داشته باشد تحریکش کند، پول را از دستت بدزدد. به نیت دزدی هم نیامده است. اگر میخواهی پول ببری به بانک پنهانش کن وگرنه میربایند. خانمها، زیبایی یک ثروت است، پنهانش کنید وگرنه میربایند و خانمها ضررمیکنند.

 روز اولی که من به عنوان سفیر 5 سال پیش وارد مکزیک شدم، فرداش گفتم روزنامه ها را بیارم نگاه کنم دیدم همه روزنامه ها عکس تجمع بزرگ لختی های در مکزیک را زدند. چی شده؟ هیچی یک عکاس آمریکایی آمده در مکزیک که این عکاس جاهای مختلف میرود، میگوید آقایان، خانمها جمع شوید من عکس لختی از شما بگیرم، عکس هنری. به چپ چپ، به راست راست، عکس میگیرد. 18 هزار زن و مرد لخت مادرزاد در میدان اصلی شهر جمع شدند که این آقای عکاس ازشون عکس بگیرد. گفتم اینها حیا ندارند. گفتند دل باید پاک باشد. حیا به پاکی دل است.

در ایران میبینید هنگام رانندگی و پشت چراغها یک تعدادی میایند میزنند به شیشه که گل میخواهید، آدامس میخواهید و ول هم نمیکنند تا شما از آنها چیزی نخرید. آنجا راه میروی میبینی یک مرد لخت مادرزاد این طرف ماشین ایستاده، یک زن لخت اون طرف ماشین ایستاده میخواهند اطلاعیه بهت بدهند. تو مترو ایستادی میبینی دوتا مرد به هم چسبیده اند دارند همدیگر را میبوسند و با هم ور میروند و چه کارهایی میکنند. کثافت خانه ایست درغرب. حال آدم بهم میخورد.

بعضی ها میگویند پوشش آزاد باشد. آزاد باشد اینطور نیست که فقط موها پنهان باشد، بلکه رقابت برای خودنمایی اگر ارزش باشد بیشتر میشود. یک کنفرانس در برلین بود که یک سری از آقایان و خانمهای اصلاح طلب از ایران رفته بودند، آنجا چندتا مرد و زن لخت مادرزاد شدند. خلاف نکردند! آزادی پوشش است! محاکمه که نشدند فقط از جلسه اخراجشان کردند. آزادی پوشش را اگر ول کنی همین میشود، آخرش به اینجا میرسد. من در کتاب «زن در اسلام و غرب»، برخی از مظاهر موجود درغرب را به نقل از منابع خودشان آورده ام.

لذا خانمها قدر حجاب و عزتشان را بدانند و به کسی اجازه ندهند که خدایی نکرده بخواهند به آنها با این دید نگاه کنند یا حتی تحت تأثیر قرار بگیرند.

من یک حدیث دیدم خیلی جالب بود. میگویند حضرت محمد مصطفی(ص) از جبرئیل میپرسد: آیا فرشتگان هم میخندند. میگوید: بله. مثلاً موقعی که میبینیم یک شوهر، برادر یا پدر زنی بعد از مرگش عجله دارند او را دفع کنند و رویش را با خاک بپوشانند در حالی که موقعی که زنده بود، زیبا بود خودش را نمیپوشاند و مردم را به گناه می انداختند، آن موقع اقدامی برای پوشش او نمیکردند، حالا که مرده، جسد شده و جسدش تنفرانگیز است، حالا میپوشانند. آن موقع فرشتگان به این میخندند.

یک توصیه دارم به خانمها و آقایان که میگفتند: به نظر شما یکی از ویژگیهای دانشگاه اسلامی چیست؟ چگونه باید اسلامی باشد؟ گفتم: هیچ دانشجوی خانم مجردی نباشد. آقایان حالا بعضیهایشان 17،18 ساله هستند ولی خانمها 18 ساله در سن ازدواج هستند. توصیه ما به آقایان این است که بروند خواستگاری خانمها. اگرخانمی مجرد باشد نشانه بی عرضگی آقایان است. آقایان میگویند اگر بریم خواستگاری جواب منفی میدهند. میگویند شغل و کارت کجاست؟ درآمدت کجاست؟ میگوییم آقا شما برید خواستگاری، اگر جواب منفی دادند برید سراغ کس دیگر و اگر نشد که هیچ تقوا پیشه کنید. اما خانمها بدشان نمی آید که لیست خواستگارهایشان زیاد شود و فردا به رخ شوهرشان بکشند. توصیه اسلامی برای خانمها این است که اگر مرد مؤمنی بود که خوش اخلاق بود آمد خواستگاری جواب منفی ندهند. به دلیل تعداد زیاد خانمهای دانشجو، خیلی از خانمهای دانشجو امکان ازدواج با دانشجو را ندارند. خیلی از آنها باید بروند با دیپلم و زیر دیپلم ازدواج کنند. چون تعداد دانشجویان دختر بین 60 تا 70 درصد است. پس خواستگاری آقایان را غنیمت بشمارید. سخت نگیرید. زودتر ازدواج کنید. اما اگر خانمها اصرار داشته باشند که فقط با دانشجو و فارغ التحصیل ازدواج کنند، دو راه برای آن تعداد مازاد میماند. یا هرگز ازدواج نکنند یا هردوتایشان زن یکی شوند. انشاالله ازدواجهای دانشجویی پا بگیرد و ثواب هم ببرید. میدانیم که ازدواج نیمی از دین است. مرد و زنی که ازدواج بکند ثواب نمازشان 70 برابر است.

۹۲/۰۳/۰۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">