پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

اطلاعیه : جهت عضویت و مطالعه مطالب، به آدرس ghadiri1404@ در تلگرام، بپیوندید
محمد حسین قدیری ابیانه
فیلم معرفی قدیری ابیانه در کادر زیر:
Loading
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
محمد حسین قدیری ابیانه

شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، ۰۸:۰۴ ب.ظ

۲

خداوند متعال برای هدایت انسان و سعادت و کمال وی پیامبرانی را برای انذار و تبشیر آنها فرستاده است. این از اصول بدیهی تمامی ادیان زنده است. طبیعتأ لزوم گرایش انسان‌ها به سوی پیامبران این است که پیامبران به حرف‌های خود عمل کنند. (بهتر بگویم: می‌گویند بیایید نه بروید). عدم وجود چنین شرطی (برائت از معصیت) در پیامبران باعث عدم گرایش انسان‌ها به سوی خداوند می‌شود و این از حکمت الهی به دور و ناپسندیده است.

اما پیامبران کتاب مقدس شراب می‌نوشند، ، با خدا به تندی سخن می‌گویند، ستمگرانه مردم را می‌کشند ، دروغ می گویند ، بت می پرستند، بتکده می سازند ، ، با همسر کارگزاران و زیر دستان خود زنا می کنند، و سپس به کارگزاران خود خیانت کرده و آنها را می کشند ، زنازاده و فرزندان فاحشه اند ، دختران باکره را برای خود نگه می دارند و غیر باکره ها را با مردان و کودکانشان قتل و عام می کنند ، از شدت شراب خواری مست می شوند و کشف عورت می کنند ، برای پیامبر شدن خیانت کرده ، نیرنگ زده و پیامبری را به زور از خداوند می گیرند، با دروغ خود سبب مرگ پیامبری دیگر می شوند ، جانشینانشان گوساله طلایی می سازند ، خدا را تصدیق نمی کنند ، خدا می خواهد آنان را بکشد ، در جنگ حتی زنان و کودکان را قتل عام میکنند ...   

1- نوح(ع) شراب نوشید و پسرانش برهنگی او را دیدند!

2- زنای دختران حضرت لوط نبی با وی !

3- پیامبر دروغگویی که به خدا افترا میبندد !

4- بی غیرتی وترس اسحاق !

5- یعقوب(ع) سر پیامبر را کلاه میگذارد!وبا خیانت و نیرنگ؛برکت را از برادرش می دزدد! وپیامبر خدا می شود!

6- اسحاق اشتباه میکند! ویعقوب را برکت میدهد!

7- پیامبربه گفته پیامبردیگراعتماد ندارد!

8- آموزش دروغ گویی توسط مرد خدا !

9-  الیشع: اطفال را لعن و نفرین می کند !

10- موسی، چنان مورد غضب خداوند قرار می گیرد که خدا تصمیم به کشتن او می گیرد.!

11- موسی بزرگترین پیامبر بنی اسرائیل به خدا اعتماد ندارد وبا بی ادبی با خداوند سخن می گوید :

12- آیاپیامبر خدا ،خود عامل گمراهی ومشرک شدن مردم می شود؟!   

13- آیا پیامبر خداوند به زن شوهر داری تجاوز میکند وبعد شوهراو را میکشد؟!

14- اعتراف داوود به گناه بزرگ خویش و به حماقت خود : 

15- سلیمان و مخالفت با فرامین الهی، ساختن بتکده و منحرف گشتن از یهوه : 

16- آیا داود ، سلیمان و عیسی ، فرزندان زنا هستند؟ !

17- لخت و عریان بودن پیامبر خدا !

18- عیسی مسیح، خدای ملعون!

 19- پیامبران ملعون:  

اما عصمت پیامبران ازگناه از دیدگاه عقل ، قرآن و روایات اسلامی :   

پیامبران در کتاب مقدس

خداوند متعال برای هدایت انسان و سعادت وکمال وی پیامبرانی را برای انذار و تبشیر آنها فرستاده است. این از اصول بدیهی تمامی ادیان زنده است. طبیعتا لزوم گرایش انسانها به سوی پیامبران این است که پیامبران به حرفهای خود عمل کنند. (بهتر بگویم:میگویند بیایید نه بروید). عدم وجود چنین شرطی(برائت از معصیت) در پیامبران باعث عدم گرایش انسانها به سوی خداوند میشود و این از حکمت الهی به دور و ناپسندیده است.

اما پیامبران کتاب مقدس شراب می نوشند، ، با خدا به تندی سخن می گویند، ستمگرانه مردم را می کشند ، دروغ می گویند ، بت می پرستند، بتکده می سازند ، ، با همسر کارگزاران و زیر دستان خود زنا می کنند، و سپس به کارگزاران خود خیانت کرده و آنها را می کشند ، زنازاده و فرزندان فاحشه اند ، دختران باکره را برای خود نگه می دارند و غیر باکره ها را با مردان و کودکانشان قتل و عام می کنند ، از شدت شراب خواری مست می شوند و کشف عورت می کنند ، برای پیامبر شدن خیانت کرده ، نیرنگ زده و پیامبری را به زور از خداوند می گیرند، با دروغ خود سبب مرگ پیامبری دیگر می شوند ، جانشینانشان گوساله طلایی می سازند ، خدا را تصدیق نمی کنند ، خدا می خواهد آنان را بکشد ، در جنگ حتی زنان و کودکان را قتل عام میکنند ...   

1- نوح(ع) شراب نوشید و پسرانش برهنگی او را دیدند!

20 و نوح به فلاحت زمین شروع کرد و تاکستانی غرس نمود. 21 و شراب نوشیده مست شد و در خیمة خود عریان گردید. 22 و حام پدر کنعان برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد (پیدایش : 9 / 20 ـ 27)

2- زنای دختران حضرت لوط نبی با وی !

و دختر بزرگ به کوچک گفت: “پدر ما پیر شده و مردی بر روی زمین نیست که بر حسب عادت کل جهان به ما درآید. 32 بیا تا پدر خود را شراب بنوشانیم و با او همبستر شویم تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” 33 پس در همان شب پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر بزرگ آمده با پدر خویش همخواب شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. 34 و واقع شد که روز دیگر بزرگ به کوچک گفت: “اینک دوش با پدرم همخواب شدم امشب نیز او را شراب بنوشانیم و تو بیا و با وی همخواب شو تا نسلی از پدر خود نگاه داریم.” 35 آن شب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر کوچک همخواب وی شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. 36 پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند. (پیدایش: فصل 19 / آیه 30ـ 38)

3- پیامبر دروغگویی که به خدا افترا میبندد !

11- و نبی سالخورده‌ای در بیت‌ئیل ساکن می‌بود .... مرد خدا را گفت: “همراه من به خانه بیا و غذا بخور.” 16 او در جواب گفت که “همراه تو نمیتوانم برگردم.... 17 زیرا که به فرمان یَهُوَه به من گفته شده است که در آنجا نان مخور و آب منوش و از راهی که آمده‌ای مراجعت منما.” 18 او وی را گفت: “من نیز مثل تو نبی هستم و فرشته‌ای به فرمان یَهُوَه با من متکلم شده‌گفت او را با خود به خانه‌ات برگردان تا نان بخورد و آب بنوشد.” اما وی را دروغ گفت. 19 پس همراه وی در خانه‌اش برگشته‌غذا خورد و آب نوشید.20 ...“

یَهُوَه چنین میگوید: چونکه از فرمان یَهُوَه تمرد نموده‌حکمی را که یَهُوَه خدایت به تو امر فرموده بود نگاه نداشتی 22 و برگشته‌ در جایی که به تو گفته شده بود غذا مخور و آب منوش غذا خوردی .... شیر را نزد جسد ایستاده دیدند پس آمدند و در شهری که آن نبی پیر در آن ساکن میبود خبر دادند.. (پادشاهان : 13 / 11 ـ 24 و 26)

4- بی غیرتی وترس اسحاق !

 6 «پس اسحاق در جرار اقامت نمود 7  و مردمان آن مکان درباره زنش از او جویا شدند. گفت: او خواهر منست زیرا ترسید که بگوید زوجه ی من است مبادا  اهل آنجا او را به خاطر رفقه که نیکو منظر بود بکشند 8 ... ابی ملک پادشاه   فلسطینیان از دریچه نظاره کرد و دید که اینک اسحاق با زوجه خود رفقه   مزاح می کند... ابی ملک گفت: این چه کار است که با ما کردی ؟ نزدیک   بود که یکی از قوم، با زوجه ات همخواب شود » (پیدایش 26 : 6-10)

5- یعقوب(ع) سر پیامبر را کلاه میگذارد!وبا خیانت و نیرنگ؛برکت را از برادرش می دزدد! وپیامبر خدا می شود!

«وچون اسحاق پیر شد و چشمانش از دیدن تار گشته بود ، پسر بزرگ خود   عیسو را طلبیده به وی گفت: ..اکنون سلاح خود یعنی ترکش و گمان خویش   را گرفته به صحرا برو و نخجیری برای من بگیر و خورشی برای من چنانکه    دوست می دارم ساخته نزد من حاضر کن تا بخورم و جانم قبل از مردنم تو را   برکت دهد... رفقه بشنید... آنگاه رفقه (همسر حضرت اسحاق) پسر خود   یعقوب را خوانده گفت:   «... به سوی گله بشتاب و دو بزغالة خوب از بزها نزد من بیاور تا از آنها غذایی   برای پدرت به طوری که دوست می دارد، بسازم و آن را نزد پدرت ببر تا بخورد و   تو را قبل از وفاتش برکت دهد... پس نزد پدر خود آمده گفت: ای پدر من، گفت   لبیک تو کیستی ای پسر من؟ یعقوب به پدر خود گفت: من نخست زاده ی تو   عیسو هستم...پس او را برکت داد و گفت آیا تو همان پسر من عیسو هستی   ؟ گفت من هستم » (پیدایش 27 : 1-24)

6- اسحاق اشتباه میکند! ویعقوب را برکت میدهد!

18 پس نزد پدر خود آمده گفت: “ای پدر من!” گفت: “لبیک تو کیستی ای پسر من؟” 19 یعقوب به پدر خود گفت: “من نخستزادة تو عیسو هستم. و او را نشناخت زیرا که دستهایش مثل دستهای برادرش عیسو موی دار بود. پس او را برکت داد. 24 و گفت: “آیا تو همان پسر من عیسو هستی؟” گفت: “من هستم.” 25 پس گفت: “نزدیک بیاور تا از شکار پسر خود بخورم و جانم تو را برکت دهد.” پس نزد وی آورد و بخورد و شراب برایش آورد و نوشید. 26 و پدرش‌اسحاق به وی گفت: “ای پسر من نزدیک بیا و مرا ببوس.” 27 پس نزدیک آمده او را بوسید و رایحة لباس او را بوییده او را برکت داد.

7- پیامبربه گفته پیامبردیگراعتماد ندارد!

30«یعقوب گفت من آرزو دارم پیش اجدادم دفن شوم .مرا از مصر ببر و درآنجایی که آنها دفن شده اند به خاک بسپار.» یوسف گفت :«هر چه گفتی من همان طورانجام خواهم داد.» 31 یعقوب گفت :«قسم بخور. !»یوسف قسم خورد.(پیدایش-باب47-آیه 31-30 )

جالب است وقتی پیامبری به گفته پیامبردیگر اعتماد ندارد و از او میخواهد قسم بخورد ما به چه دلیل باید به گفته ی آنان اعتماد کنیم ؟! آیا پیامبر آن دلیل را نمی دانست ؟!

8- آموزش دروغ گویی توسط مرد خدا !

«والیشع به دمشق رفت و بَنهَدَد پادشاه آرام بیمار بود و به او خبر داده   گفتند که مرد خدا اینجا آمده است. پس پادشاه به حَزائیل گفت هدیه ای   به دست خود گرفته برای ملاقات مرد خدا برو و به واسطه او از خداوند سؤال   نما که آیا از این مرض خود شفا خواهم یافت؟...   والیشع وی را گفت: برو و او را بگو البته شفا توانی یافت ؛ لیکن خداوند مرا   اعلام نموده است که هر آینه او خواهد مرد» (دوم پادشاهان 8 : 7 -10)

9-  الیشع: اطفال را لعن و نفرین می کند !

 «و از آنجا به بیت ئیل بر آمد و چون او به راه بر می آمد اطفال کوچک از شهر   بیرون آمده او را سخریّه نموده گفتند: « ای کچل بر آی ای کچل بر آی» و او   به عقب برگشته ایشان را دید و ایشان را به اسم یهوه لعنت کرد و دو خرس   از جنگل بیرون آمده چهل و دو پسر از ایشان بدرید»            (دوم پادشاهان 2 : 23 – 24)

10- موسی، چنان مورد غضب خداوند قرار می گیرد که خدا تصمیم به کشتن او می گیرد.!

«پس موسی زن خویش و پسران خود را برداشته ایشان را بر الاغ سوار کرده   به زمین مصر مراجعت نمود... و واقع شد در بین راه که خداوند در منزل بدو   برخورده قصد قتل وی نمود » (خروج 4 : 20-24)

11- موسی بزرگترین پیامبر بنی اسرائیل به خدا اعتماد ندارد وبا بی ادبی با خداوند سخن می گوید :

موسی از اینکه خداوند خشمگین شده بود ناراحت شد11  و به خداوند گفت: چرا به بنده ی خود بدی نمودی ؟ ... آیا من آنها را آفریده ام  به  تمامی این قوم حامله شده یا من ایشان را زاییده ام که به من می گویی   ایشان را در آغوش خود بردار... گوشت از کجا پیدا کنم تا به همه ی این قوم   بدهم؟ ... و اگر با من چنین رفتار نمایی پس هر گاه در نظر تو التفات یافتم   مرا کشته نابود ساز تا بدبختی خود را نبینم.»

12- آیاپیامبر خدا ،خود عامل گمراهی ومشرک شدن مردم می شود؟!   

«و خداوند به موسی و هارون گفت چونکه مرا تصدیق ننمودید ... چونکه   شما نزد آب مریبه از قول من عصیان ورزیدید » (اعداد 20 : 12 و 24)   «و موسی به هارون گفت: این قوم به تو چه کرده بودند که گناه عظیمی   برایشان آوردی؟ هارون گفت:... و به من گفتند برای ما خدایان بساز که   پیش روی ما بخرامند... بدیشان گفتم هر که را طلا باشد آن را بیرون کند   پس به من دادند و آن را در آتش انداختم و این گوساله بیرون آمد»     (خروج 32 : 21 - 24) داد 11 : 11-15)

13- آیا پیامبر خداوند به زن شوهر داری تجاوز میکند وبعد شوهراو را میکشد؟!

«و واقع شد در وقت عصر که داود از بسترش برخاسته بر پشت بام خانه ی پادشاه گردش کرد و از پشت بام زنی را دید که خویشتن را شستشو می کند و آن زن بسیار نیکومنظر بود. پس داود فرستاده درباره زن استفسار نمود و او را گفتند که آیا این بتشبع دختر الیعام، زن اوریای حِتّی نیست؟ و داود قاصدان فرستاده او را گرفت و او نزد وی آمده داود با او همبستر شد و او از نجاست خود طاهر شده و به خانه خودبرگشت و آن زن حامله شد و فرستاده ی داود را مخبر ساخت و گفت که من حامله هستم»(دوم سموئیل 11 : 2 -5)

داود به این هم اکتفا نکرد و برای آنکه آبرویش نرود نامه ای به این مضمون به   یوآب نوشت : « اوریا را در مقدمه ی جنگ سخت بگذارید و از عقبش پس  بروید تا زده شده بمیرد.» (دوم سموئیل 11 : 15)  پس از آنکه اوریا کشته شد داود زن او را به همسری خویش درآورد !  (دوم سموئیل 11: 27)

14- اعتراف داوود به گناه بزرگ خویش و به حماقت خود : 

«و داود بعد از آنکه قوم را شمرده بود و در دل خود پشیمان گشت پس داود   به خداوند گفت در این کاری که کردم گناه عظیمی ورزیدم و حال ای خداوند   گناه بنده خود را عفو فرما زیرا که بسیار احمقانه رفتار نمودم» (دوم سموئیل   24 : 10)                               

شبهه : امکان دارد برخی اینچنین افکار رافریب دهند که داود پادشاه بوده نه پیامبر و این اعمال از پادشاهان بعید نیست .

جواب : بنابر بیان صریح در کتاب مقدس خودتان شخصیت داود نه تنها از پیامبران کمتر نیست بلکه از بسیاری از آنان نیز برجسته تر است، در جای جای کتاب مقدس از مکالمه ی او با خداوند صحبت شده است .وداود، پیامبر معرفی شده !اینجا شما اشتباه کردید یا کتاب مقدستان ؟!  

از جمله اول سموئیل 23 : 2 و 4 و دوم سموئیل   2 : 1 .   در دوم سموئیل 2۳ : 1 -2 آمده است: «و این است سخنان آخر داود : وحی   داود بن یسا و وحی مردی که بر مقام بلند ممتاز گردید، مسیح خدای یعقوب   و مغنّی شیرین اسرائیل روح خداوند به وسیله من متکلم شد و کلام او بر   زبانم جاری گردید »   در سروده ی داود ، جملات بلندی در شأن و عظمت او آمده است:   «پس خداوند مرا به حسب عدالتم جزا خواهد داد و به حسب پاکیزگیِ دستم   مرا مکافات خواهد رسانید زیرا که طریق های خداوند را حفظ نمودم و از خدای   خویش عصیان نورزیدم چونکه جمیع احکام او مدّ نظر من است و از فرایض او   انحراف نورزیده ام و به حضور او کامل شدم و از عصیان ورزیدن خویشتن را   بازداشتم...» (دوم سموئیل 22 : 21 – 24) 

   در رساله به عبرانیان، نام داود در زمره اسامی پیامبران آمده است: « و دیگر   چه گویم؟ زیرا که وقت مرا کفاف نمی دهد که از جدعون و با راق و شمشون   و یفتاح و داود و سموئیل و انبیا اخبار نمایم که از ایمان تسخیر ممالک کردند   و به اعمال صالحه پرداختند » (عبرانیان 11 : 32 – 33)     حتی اگر از تمام این آیات صرف نظر نماییم توصیف ذیل در بیان مقام و عظمت   داود کافی است :   « و من پادشاه خود را نصب کرده ام بر کوه مقدس خود صهیون، فرمان را   اعلام می کنم خداوند به من گفته است تو پسر من هستی، امروز تو را   تولید کردم » ( مزامیر 2 : 6 - 7 )    

کتاب اعمال رسولان، باب دوم بند 30 از قول پطرس تصریح شده  که  داود  پیامبر بوده است.

 

15- سلیمان و مخالفت با فرامین الهی، ساختن بتکده و منحرف گشتن از یهوه : 

« و سلیمان پادشاه سوای دختر فرعون، زنان غریب بسیاری از موآبیان و   عمّونیان و ادومیان و صیدونیان و حتّیان دوست می داشت از امتهایی که   خداوند درباره ی ایشان بنی اسرائیل را فرموده بود که شما به ایشان در   نیایید و ایشان به شما در نیایند مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل   گردانند و او را هفتصد زن بانو و سیصد متعه بود و زنانش دل او را برگردانیدند   ... آنگاه سلیمان در کوهی که رو به روی اورشلیم است مکانی بلند به جهت   کموش، که رجس موآبیان است و به جهت مولک، رجس نبی عمون بنا کرد... 

پس خشم خداوند بر سلیمان افروخته شد از آن جهت که دلش از یهوه ،   خدای اسرائیل منحرف گشت». (اول پادشاهان 11 : 1 – 9)  

 البته برخی معتقدند که سلیمان پیامبر نبوده است. با توجه به شخصیت برجسته ای که برای سلیمان در کتاب مقدس آمده  است  به سختی می توان قبول نمود که او پیامبر نبوده باشد.   تعریف هایی که در حق سلیمان وارد شده فقط و فقط در حق برخی از   پیامبران بزرگ آمده است:   «چونکه اسم او سلیمان خواهد بود... و او پسر من خواهد بود و من پدر   او خواهم بود و کرسی سلطنت او را بر اسرائیل تا ابدالآباد پایدار خواهم   گردانید » (اول تواریخ 22 : 9 – 10)   « و حال به بنده ی من داود چنین بگو... آنگاه ذریت تو را که از پسران تو   خواهد بود بعد از تو خواهم برانگیخت... و من کرسی او را تا به ابد استوار   خواهم ساخت. من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود و رحمت   خود را از او دور نخواهم کرد.... و او را در خانه و سلطنت خودم تا به ابد پایدار   خواهم ساخت و کرسی او را استوار خواهد ماند تا ابدالاباد» (اول تواریخ 17:   7 – 14)   «پسرم سلیمان را برگزیده است تا بر کرسی سلطنت خداوند بر اسرائیل   بنشیند.» (اول تواریخ 28 : 5)     مهمتر از تمام این توصیفات آنکه خداوند دوبار بر سلیمان ظاهر شده بود.   «خداوند بار دیگر به سلیمان ظاهر شد چنانکه در جیحون بر وی ظاهر   شده بود» (اول پادشاهان 9 : 2)

16- آیا داود ، سلیمان و عیسی ، فرزندان زنا هستند؟ !

« و یهودا زنی مسمّی به تامار برای نخست زاده خود عیر گرفت... چون   یهودا او را بدید ، وی را فاحشه پنداشت زیرا که روی خود را پوشیده بود،   پس از راه به سوی او میل کرده گفت: بیا تا به تو در آیم، زیرا ندانست که   عروس اوست... و چون وقت وضع حملش رسید اینک توأمان در رحمش   بودند... پس او را فارص نام نهاد» ( پیدایش 38 : 6 - 29 )  در انجیل متی آمده است که عیسی، سلیمان و داود همگی از نسل فارص  ولد الزنا بوده اند. (متی 1 : 3 - 16 )گذشته از این در مورد حرام زاده آمده است « حرام زاده داخل جماعت خداوند  نشود حتی تا پشت دهم احدی از او داخل جماعت خداوند نشود»   (تثنیه 23 : 2)

 به طریق دیگر:  

 در سفر پیدایش 19 : 30 – ۳8 آمده است که دو دختر لوط به او شراب   نوشانیدند و در حال مستی با او خوابیدند و از او حامله شدند .   «و آن بزرگ پسری زاییده او را موآب نام نهاد و او تا امروز پدر موآبیان است   و کوچک نیز پسری بزاد و او را بن عمّی نام نهاد. وی تا به حال پدر بنی عمون   است» (پیدایش 19 : 37 – 38)   و بدون شک داود سلیمان و عیسی از موآبیان بوده اند زیرا :   راعوث (که به او روت هم می گویند) جده ی داود است (متی 1 : 5) و راعوث   هم موآبیه بوده است ( روت 1 : 4 ) گذشته از این عیسی از عمونیان نیز   هست زیرا رحبعام ابن سلیمان از اجداد عیسی است ( متی 1 : 7 ) و مادر   رحبعام عمونی بوده است ( اول پادشاهان 14 : 21)  

17- لخت و عریان بودن پیامبر خدا !

در کتاب اشعیا( باب20 آیه 5-1) می خوانیم : که اشعیای نبی 3 سال عریان و لخت راه می رفته! 

18- عیسی مسیح، خدای ملعون!

« مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد چنانکه   مکتوب است ملعون است هر که بر دار آویخته شود » (غلاطیان 3 : 13)   و بدینسان عیسی مسیح، پیامبر بزرگ الهی، ملعون و دور از رحمت الهی   معرفی شد.     پولس این عبارت را که هیچ کس، آن را به مخیله خویش راه نمی داد رسما   عنوان کرد و برای اثبات آن به آیه ای از سفر تثنیه استفاده کرد:   «و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است کرده باشد و کشته شود و   او را به دار کشیده باشی بدنش در شب بر دار بماند او را البته در همان روز   دفن کن زیرا آنکه بر دار آویخته شود ملعون خداست تا زمینی را که یهوه  خدایت تو را به ملکیت می دهد نجس نسازی» (تثنیه 21 : 22 – 23) 

 به روشنی؛ این عبارات مربوط به کسی است که مرتکب گناهی شده  باشد و بندگان صالح خدا او را به خاطر آن گناه که موجب مرگ بوده بردار   بیاوزیند نه در مورد پیامبری که به زعم مسیحیان توسط پادشاهی ظالم و   ستمگر به صلیب کشیده شد .   

 آیا مسیحیان باور می کنند که اگر مسیح در شب بردار می ماند زمین خداوند را نجس می کرد؟!      

  علاوه بر آنچه در مذمت پیامبران الهی در کتاب مقدس آمده است، برخی از   فقرات نیز جنبه عمومی تر دارد و قداست و شأن و حتی گاهی نبوت عده ای   از پیامبران را زیر سؤال می برد . از جمله :    

 19- پیامبران ملعون:  

«زیرا جمیع آنانی که از اعمال شریعت هستند زیر لعنت می باشند زیرا   مکتوب است: ملعون است هر که ثابت نماند در تمام نوشته های کتاب   شریعت تا آنها را به جا آرد » ( غلاطیان 3 : 10 )   پیشنهاد می کنیم مروری دوباره بر این بخش داشته باشید و پیامبران  ملعون را بشمارید.

این نمونه ای است از عملکرد پیامبران والگوهای مسیحیان در کتاب به اصطلاح مقدس ؛اعمالی که هیچ انسان عاقل ومؤمنی حتی اجازه فکر کردن به آن را به خود نمی دهد .

اما عصمت پیامبران ازگناه از دیدگاه عقل ، قرآن و روایات اسلامی :  

1-   دلیل عقلی ضرورت عصمت : هدف ازارسال پیامبران وبعثت انبیا تربیت و تزکیه مردم به سوی کمالی که شایسته مقام انسانیت وسعادت دنیا و آخرت است می باشد وپیامبر،خود الگوی عملی وعینی تقوا وپاکدامنی می باشد. حال،اگر پیامبری خود اهل فسق و فجور وارتکاب معاصی باشد ، نقض این هدف وغرض لازم می آید و نه تنها نقش یک مربی الهی را از دست می دهد ، بلکه عملاً سبب تشویق مردم به گناهکاری و خلاف می شود .زیرا تعالیم شفاهی و سخنان موعظه آمیز زمانی کار ساز است که موعظه کننده ، خود به آنچه مردم را به سوی آن فرا می خواند ، عمل کند وباب هرگونه توجیهی برای گناهکارن بسته شود . درنتیجه معصوم نبودن پیامبران خلاف حکمت الهی و نقض غرض ارسال آنها می باشد .   

2-   قرآن کریم صریحا بیان می نماید که شیطان ازهرگونه تأثیرگذاری در بندگان مخلَص خداوند

ناتوان است : قال فَبِعِزَّتِکَ َلأُغوِیَنَّهُم َأجمَعِینَ 82 إلاعِبَادَکَ مِنهُمُ المُخلَصِینَ 83 «سوره ص» شیطان گفت : « به عزت تو سوگند همه خلق را گمراه می کنم ، مگر آن بندگان خالص تو را »  شکی نیست که پیامبران الهی از بندگان مخلَص خداوند هستند و شیطان برآنها دسترسی ندارد . همچنانکه خداوند فرموده است :«وَاذکُر عِبادَنا إبراهِیمَ وَ إسحاقَ وَ یَعقُوبَ أُوِلی الأَیدِی وَالأَبصارِ إنّا أَخلَصنَاهُم بِخالِصَةٍ ذِکرَی الدّارِ وَ إنَّهُم عِندَنا لَمِنَ المُصطََََفَیِنَ وَاذکُر اسماعِیلَ و الیَسَعَ وَ ذَالکِفلِ وَ کلٌّ مِنَ الأخیارِ 45 «سوره ص»«وبه خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب راصاحبان دستهای نیرومند و چشمهای بینا  ما آنها را به خلوص ویژه ای خالص کردیم . وآن یادآوری سرای آخرت بود ! آنها نزد ما از برگزیدگان و نیکانند . و به خاطر بیاور«اسماعیل »و «الیسع »و«ذالکفل » را که همه از نیکان بودند.

3-   از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که فرمودند:

إنَّ اللهَ إنَّما اَمَرَ بِطاعَةِ رَسُولِهِ لِأنَّهُ مَعصُومٌ مُطََهَّرٌ لا یَأمُر بِمَعصِةِ الله... همانا خداوند به پیروی از رسولش فرمان می دهد ، زیرا او معصوم و پاک است و کسی را به معصیت خدا امر نمی کند .

نکته : عصمت پیامبران و امامان هیچگونه تعارضی با اختیار آنان ندارد زیرا آنان با آگاهی درست و مشاهده حضوری از حقایق و باطن گناهان وآثار و عواقب شوم آن در دنیا و آخرت هیچگاه اراده انجام معصیت نمی کنند . در حالی که قدرت بر انجام گناه دارند. مثلا شخصی  در هوای بسیار گرم تشنه شده وظرف آب خنک وزلالی را که به زهر کشنده ای آغشته شده را اختیاری نمی خورد چون علم قطعی به زهرآگین بودن آب دارد .

قرآن تأکید می کند که حضرت مسیح علیه السلام ، نام پیامبر اسلام را آورده و به آمدنش مژده داده است. (( وَ إذ قالَ عیسَی ابنُ مَریَمَ یا بنی إسرائیلَ إنّی رَسولُ اللهِ إلَیکُم مُصَدّقاً لِما بَینَ یَدَیّ مِنَ التّورَاتِ وَ مُبَشِراً بِرَسُولٍ یَأتِی مِن بَعدِی إسمُهُ أحمَدُ ))

«و به یاد آورید هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت : ای بنی اسرائیل ! من فرستاده خدا به سوی شما هستم ، در حالی که تصدیق کننده کتابی هستم که قبل از من فرستاده شده ، و بشارت دهنده به رسولی که بعد از من می آید و نان او احمد است .»

این حقیقت را حتی در اناجیل موجود نیز می توان یافت .

  « و من از پدرم درخواست خواهم کرد تا پشتیبان و تسلی بخش دیگری به شما عطا نماید که همیشه با شما بماند . او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد .در ضمن ، هرچه من به شما گفته ام ، به یادتان خواهد آورد .»  (انجیل یوحنا 26 \ 14)

---------------------------------------

مطلب فوق به نقل از http://yaremasih.blogfa.com/post-5.aspx می باشد.

۹۳/۰۶/۲۲

نظرات  (۲)

۱۱ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۶ آیدین پورحسین
واقعا خیلی مفید بود خیلی مطالبی خونده بودم هیچکدوم اینقدر کامل نبودن ممنون از زحمات و وقتتون که صرف نوشتن این مطلب کردید 👏👏👏
بسیار آموزنده و مفید بود
من واقعا از قدیم به آقای قدیری ابیانه ارادت داشتم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">