همه خود را در صدور انقلاب مسئول بدانند/ صدور انقلاب به وزارت خارجه!
قدیری ابیانه گفت: باید به زائرین امام رضا(ع) فراتر از یک سفر معنوی نگریست و انتظاری از دستگاههای دولتی نداشت، بلکه هر فرد خود را برای صدور انقلاب مسئول بداند و از ظرفیتهای ارتباطی جهانی استفاده کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در مکزیک و استرالیا به ظرفیتهای داخلی صدور انقلاب معتقد است و میگوید باید به زائرین امام رضا(ع) فراتر از یک سفر معنوی نگریست و فقط انتظار از دستگاههای دولتی نداشت، بلکه هر فرد خود را برای صدور انقلاب مسئول بداند و از ظرفیتهای ارتباطی جهانی استفاده کند.
گفتوگو ما با دکتر محمدحسن قدیری ابیانه را درباره صدور انقلاب و دیپلماسی جمهوری اسلامی و تجربههایش در کشورهای مختلف را در ادامه بخوانید.
*با توجه به سابقه طولانی شما در وزارت امور خارجه و فعالیت در کشورهای مختلف، بفرمایید کدام مؤلفه انقلاب اسلامی برای مردم دنیا جذابتر است و برای صدور انقلاب اسلامی چه باید کرد؟
مطرح بودن در سطح جهان یکی از فرصتهایی که ایران بهعنوان کشوری اسلامی از آن برخوردار است، دشمن هم به این فرصت دامن زده است، ایران کشوری نیست که کسی اسمش را نشنیده باشد، بنابراین خود مطرح بودن ایران در سطح افکار عمومی جهان موضوعی است که میتوان از آن بهعنوان یک فرصت استفاده کرد، حتی گاهی حملات دشمن فرصتی برای ضد حمله به ما میدهد که پاسخ مناسب ما میتواند به معرفی انقلاب اسلامی کمک کنند.
همانند عملیات نظامی، شناسایی تحرکات فرهنگی و تبلیغاتی دشمن نیز مهم است، دشمنان ما در چند عرصه کار میکنند، یکی از این عرصهها افکار عمومی کشور خودشان است، بنابراین یکی از اهداف ما باید افکار عمومی کشور متخاصم باشد؛ عرصه دیگر روی افکار عمومی کشور ما و سومین عرصه افکار عمومی سایر کشورها است. با توجه به بیداری اسلامی، برای غربیها خیلی مهم است که بتوانند بر افکار عمومی کشورهای مسلمان اثر بگذارند، از این لحاظ ما در یک رقابت بلکه یک جنگ هستیم، علاوه بر این عرصههای دیگر هم صحنه مبارزه است و باید آن را بهخوبی بشناسیم.
باید تمام امکانات کشور در این مبارزه فکری با دشمن، بسیج شوند اما متأسفانه مردم عادت دارند در این عرصه نگاهشان فقط به دستگاههایی باشد که وظایفی برایشان تعیینشده و بودجهای هم از بودجههای عمومی کشور دارند، درحالیکه هر ایرانی باید خود را در این زمینه مسئول بداند.
هر فرد میتواند در منزل از وقت آزاد خودش استفاده کند و یک تبلیغات جهانی راه بیندازد، تبلیغاتی که حتی در زمان خوابش هم ادامه داشته باشد، مثلاً استفاده از نرمافزارهایی که ایمیلهای انبوه را ارسال میکند، اگر هر نفر فقط در یکی از این اتاقهای گفتگو عضو باشد، میتواند چند صد یا چند هزار نفر را مخاطب قرار دهد، البته در اینجا شناسایی مخاطب و فرهنگ و زبانی که او میفهمد خیلی مهم است، محتوایی که میخواهیم ارسال کنیم هم اهمیت دارد. با همین نگاه آیا تبلیغ اسلام کار سختی است؟ بازکردن گاوصندوق یک بانک کار سختی است اما برای کسی که کلید ندارد، من در مکزیک با بجا استفاده کردن از ۱۰ الی ۲۰ حدیث، انگار که نارنجکهایی در ذهن مخاطب منفجر میکردم، لذا شناخت فرهنگ مخاطب برای به کار بردن حدیث خیلی مهم است.
من کسانی را میشناسم که طی نیم ساعت با اسلام آشنا و مسلمان شدند، بعد این آدمها میرفتند و پنج نفر دیگر را میآوردند تا مسلمان شوند، من احساس کردم ممکن است این رابطه با برگشت و قطع ارتباطم با تازهمسلمانان و علاقهمندان به اسلام دچار خدشه شود و این تجربیات به دیگران منتقل نگردد لذا کتابی تدوین کردم تحت عنوان «این است اسلام» که به اسپانیایی و انگلیسی در مکزیک چاپشده است.
پیشنهاد میکنم که این کتاب به هر توریستی که به ایران میآید، هدیه شود، معتقدم هر توریستی که به ایران میآید اگر مسلمان نشود و برگردد ما یک فرصت را ازدستدادهایم، آستان قدس رضوی باید به یک پایگاه تبلیغ جهانی اسلام تبدیل شود، ما برای گردشگری که به ایران میآید نباید به یک زیارت و باری از معنویت و خاطره خوش اکتفا کنیم، او باید در بازگشت به یک عنصر فعال تبلیغ اسلام تبدیلشده باشد.
این فرصت وجود دارد ولی ما از آن استفاده نکردهایم، حداکثر تلاش ما این بوده است که عبادات گردشگران با رفاه باشد، پای چند سخنرانی بنشینند و احیاناً غذای متبرک حضرت را بخورند، کتابخانه هست ولی کافی نیست، در همین شهرهای اصفهان، شیراز و تهران که توریستها میآیند، اینها اگر در این سفر با اسلام آشنا نشوند، ما یک فرصت را ازدستدادهایم.
در نامهای که مقام معظم رهبری خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی نوشتهاند به قرآن ارجاع دادهشده است، آنقدر کتاب راجع به اسلام نوشتهشده که اگر به آنان ارجاع شود، جوانان گیج میشوند و بعضاً این کتابها توسط مخالفین ما جهت فریبکاری نوشتهشده است، برخی از این کتابها توسط علما نوشتهشده که به درد حوزویانی که درس خارج میخوانند میخورد نه برای مبتدیان که هیچ از اسلام نمیداند مثلاینکه کسی آثار علامه را در مدارس ابتدایی بیاورد. ما گاهی برای ترویج اسلام به یک معلم اول ابتدایی نیاز داریم نه یک آیتالله، ولی هرکس قرآن را بخواند در هر سطح از آن برداشت میکند البته اگر صادقانه بخواند.
اگر کسی بخواهد اسلام را بشناسد نباید وی را وارد کتابخانه بزرگی کرد که ابعادش معلوم نیست، ما سایتهایی داریم که اسلام را معرفی میکند ولی سایت اختصاصی نداریم که اسلام را برای کسانی که تازه انگیزه شناخت اسلام را پیداکردهاند معرفی کند.
*یک و نیم میلیون زائر هرسال به مشهد میآیند،؛ آیا می توان گفت مشهد از دید زائر خارجی نماد انقلاب اسلامی است؟ و آیا بعد از چند روز گذران اوقات یک زائر در مشهد میتوان روی این فرد حساب کرد که انقلاب را با خود ببرد؟
زائری که میآید اولاً مبهوت هنری که در حرم بهکاررفته خواهد شد و بهعنوان یک جاذبه توریستی به آن نگاه میکند، ثانیاً تحت تأثیر ایمان مردم قرار میگیرد، این ایمان محکم مردم که سعی میکنند دستشان را به ضریح برسانند و دعا و نماز بخوانند، ساعت دو نصف شب زمانی که همه خوابند، بعضی دعا میخوانند و مراسمی مثل شبهای قدر برای اینها خیلی عجیب است اما ما چه چیزی در مورد شناخت اسلام به او میدهیم؟ فقط اینکه امام رضا، امام هشتم شیعیان است، در مورد اینکه اسلام چگونه دینی است چه اطلاعاتی به او میدهیم؟
زائرانی که از کشورهایی با سطح زندگی پایین و امکانات کم به ایران میآیند، پیشرفت کشورمان آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و اینیک امتیاز دیگر برای ما است، اما چقدر ما در مورد وضعیت جهانی به او آگاهی میدهیم؟ در مورد سیاستهای استعمار چطور؟ آن محتوای هوشیارکننده که امام سعی کردند از ۱۵ خرداد به مردم بدهند را چقدر ارائه کردهایم؟ آیا جایی داریم که فیلمهایی تأثیرگذار در اختیار آنها قرار دهد؟ مثلاً برای کسانی که زبانشان اردو است آیا ما یک نمایشگاه کتاب و CD برای اردو زبانان داریم؟ به زبان آذری یا ترکمنی چطور؟
اگر الان اعلام شود آلمان حاضر است ۲۰۰ متر فضا در فرودگاه فرانکفورت در اختیار ایران قرار دهد تا هر کاری میخواهیم بکنیم، همه دستگاهها دعوایشان میشود که این کار وظیفه من است و من باید بروم، وزارت امور خارجه میگوید من، سازمان تبلیغات میگوید من. اما چنین جایی در فرودگاه امام خمینی(ره) در تهران هست، آیا ما استفاده میکنیم؟ در اصفهان و بندرعباس که کشتیهای خارجی لنگر میاندازند، همین فرصت هست، ما قطعاً باید از ظرفیت کشورهای دیگر استفاده کنیم اما واقعاً چقدر از فضاهای موجود در کشور خودمان استفاده کردهایم؟
*با توجه به حضور شما در سایر کشورها دیپلماسی عمومی در دیگر نقاط جهان را چگونه ارزیابی میکنید؟ سایر کشور برای انتقال فرهنگ خود چه میکنند؟
سفارتخانهها و رایزنهای مطبوعاتی و فرهنگی وظایف خاص خود را دارند، وظایفی هم حوزههای علمیه دارند، من معتقدم خوب انجام نمیدهند اما تبلیغ جهانی مختص اینها نیست، رایزنهای فرهنگی کشورهای ایتالیا، فرانسه و دیگران در راستای دیپلماسی فرهنگی مسابقات نقاشی برگزار میکردند، زمینه سفر به کشور متبوعشان را فراهم میساختند و زبان خود را آموزش میدادند.
اما مهم این است که اگر حتی یک کارگر فرانسوی وارد ایران میشود از موضع بالا به ما نگاه میکند درحالیکه یک مهندسی ایرانی به فرانسه برود از یک موضع پایین نگاه میکند، در جامعه این روحیه خودباوری خیلی مهم است چون کسی که از موضع پایین نگاه میکند، تأثیرگذار نیست، تأثیرپذیر است، ما باید این روحیه خودباوری را در مردم ایران تقویت کنیم، کسی که مرعوب غرب است کلامش تأثیر ندارد، ملت ما باید از موضع بالا همراه با تواضع به دنیا نگاه کنند.
*مقام معظم رهبری به سفرا و رایزنهای فرهنگی توصیه میکنند دستاوردهای جمهوری اسلامی را درست منتقل کنند، علل عدم شکلگیری تصویر واقعی از ایران در اذهان جهانی چیست؟ آیا سفرا و رایزنهای ما با توجه به این هدف انتخاب میشوند؟
من فکر میکنم وزارت امور خارجه وظیفه دارد در زمینه صدور انقلاب حرکت کند، درحالیکه محدودیتهای دیپلماتیک هم دارد، یعنی نمیتوان توقع داشت که حرفی که یک دانشجو میتواند بزند را یک سفیر بگوید اما برای اینکه وزارت خارجه در صدور انقلاب بتواند با همین ظرافتها وارد بشود، لازم است انقلاب را به وزارت امور خارجه صادر کنیم! ما که یک مقدار تلاش کردیم و موفق شدیم عدهای قابلتوجهی را در مکزیک مسلمان کنیم اما یک عده در وزارت امور خارجه تلاش داشتند به همین دلیل با من برخورد کنند و مانع ارتقاء اداری من بشوند که چرا شما برای مسلمان کردن افراد تلاش کردهاید؟ البته به نتیجه هم نرسیدند من هم در جواب میگفتم مگر قرار نیست ما کاری کنیم مخالف، خنثی و خنثی هم طرفدار شود، اگر اینقدر طرفدار شد که خواست مسلمان بشود چه اشکالی دارد؟
*این اشکال را از سیستم وزارت امور خارجه میدانید یا افراد آن؟
مسلماً افراد، افرادی جذب شدند که بعضاً با قصد سوء قبلی واردشدهاند و یا بعداً دچار انحراف گشتهاند، خدا نکند یک دولتی اظهار نارضایتی از یک سفیر کند، این مسئله نه در آن کشور بلکه در کشور ما تبدیل به یک فاجعه برای آن سفیر خواهد شد، در کشور ما سفیر انگلیس که خیلی صریح در مورد فتنه ۸۸ موضع ضد ایرانی میگرفت و مورد انتقاد شدید رسانهها و نمایندههای مجلس ما بود، توسط ملکه انگلیس لقب «سر» گرفت اما اگر چنین کاری توسط سفیر ما انجام شود، سفیر ایران توسط وزارت امور خارجهایها طرد میشود، مثلاً زمانی که عدهای با تشویق بنده حاضر شدند برای مستند ادواردو فیلم بسازند سفارتخانههای ما در رم، واتیکان و رایزنهای فرهنگی تمام تلاششان را کردند تا این مستندسازها را منصرف کنند، من توصیه کردم فیلمهایی را که گرفتید را پیش خودتان نگاه ندارید چون اگر لو بروید از شما میگیرند.
لذا آنها دست به دامان دیپلماتها شده بودند که فیلمها را با پست سیاسی به ایران بفرستند اما دیپلماتهای ما حاضر به این کار نشدند و بعد هم وزارت خارجه دوران اصلاحات نامه نوشت به صداوسیما که این فیلم را پخش نکنید چون مورد خوشایند ایتالیاییها نیست؛ این درحالی است که ایتالیاییها نسبت به پخش این فیلم نه تقاضای عدم پخش را کرده بودند و نه اعتراضی داشتند، در موضع سکوت مطلق بودند. ولی وزارت امور خارجه اصلاحات کاسه داغتر از آش شده بود تا اینکه تهیهکننده نامهای به مقام معظم رهبری نوشت و ایشان اجازه پخش را به صداوسیما دادند و هنوز هم عدهای در وزارت خارجه مرا به خاطر این کار نبخشیدند، درحالیکه این فیلم چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان بسیار مؤثر بود.
هر بار فیلمهایی علیه ایران در تلویزیونهای ایتالیا پخش میشد و اعتراض که میکردیم آنها میگفتند اینجا کشور آزادی است اما یک فیلم مستند که متهم قتل شهید آنیلی را نه دولت ایتالیا بلکه صهیونیستها معرفی میکند، تمام وزارت خارجه ایران را به تلاش واداشت تا این فیلم نه تولید و نه پخش بشود، اینیک بدبختی است، من خیلی غصه خوردم وقتی مقام معظم رهبری فرمودند: «من یک دیپلمات نیستم یک انقلابیام.» متأسفانه با توجه به تعداد زیاد دیپلماتهای ما گویی دیپلمات بودن با انقلابی بودن منافات دارد، البته این در مورد همه دیپلماتها صدق نمیکند.
*مانع اصلی صدور انقلاب اسلامی از طریق وزارت خارجه چیست؟
مانع اصلی تفکر است، البته محدودیتهایی دیپلماتیک وجود دارد مثلاً در اردن بههیچوجه حق چنین کاری را ندارید، این محدودیتها وجود دارد اما در داخل هم این محدودیتها به دلیل برخی تفکرات هست.
*با توجه به تلاشهای دیپلماتیک و یا غیررسمی و مردمی، به نظر شما آیا ما توانستهایم تصویری واقعی از جمهوری اسلامی به دنیا معرفی کنیم؟
در برخی نقاط دنیا انقلاب معرفیشده است که البته الزاماً کار ما نیست. مثلاً ما در مصر اصلاً سفارتخانه نداشتیم که انقلاب را معرفی کنیم، گاه دشمن با تبلیغاتش بدون اینکه بداند به نفع ما عمل کرده است، گاه خواسته نور خدا را با دهان خاموش کند اما ریش خود را سوزانده است، مثلاً روزنامه فیگارو چندین سال پیش عکس یک زن فرانسوی را که در سفارت ایران کار میکرد، چاپ کرده بود درحالیکه عکس امام پشت سرش بود و روسری بر سر داشت و سیگاری بر لب، نوشته بودند ایران این زن فرانسوی را به پوشیدن روسری مجبور کرده است، در اذهان فرانسویها خیلی منفی جلوه میکند اما در جهان اسلام این خیلی اثرگذار است.
آن زمان من در وزارت امور خارجه مسئولیتی داشتم، خواستم عین این روزنامه را بهجاهای مختلف فرستادند و گفتم تلاش کنید روزنامهها این عکس را چاپ کنند، برخی روزنامهها هم که موضعی علیه ما داشتند بهظاهر قضیه نگاه میکردند و میتوانستند چاپ کنند، این مسئله در اذهان مسلمانان دنیا خیلی جالب است که ایران از موضعی عمل میکند که فرانسوی را در فرانسه مجبور به رعایت حجاب کرده است، این درحالی است که استعمار عادت دارد در کشور اسلامی حجاب را از مسلمانان بگیرد.
*صدور انقلاب در این شرایط را چگونه ارزیابی میکنید؟
بهتر است اسم این کار را معرفی انقلاب بگذاریم نه صدور انقلاب، معرفی هر کشور در چارچوب دیپلماسی هم میگنجد اما صدور نه، مهم این است که شما کار خودتان را بکنید ولی اسم مناسب انتخاب کنیم، منتها بهجای اینکه بگوییم وزارت امور خارجه چکار باید بکند، بگوییم مخاطب شما در این عرصه چهکاری باید بکند؛ این خیلی مهمتر است.
*این یعنی شما برای تکتک افراد جامعه نقشی در این میان میبینید؟
این کار مثل نمازخواندن واجب است، باید هر فرد در این زمینه چه مستقیم چه غیرمستقیم به هر نحوممکن عمل کند و این عرصه را مانند عزاداری محرم مهم بداند، من معتقدم تمام مساجد باید به پایگاه تبلیغ اسلام تبدیل بشوند و افرادی که به این مساجد و هیئتها رفتوآمد دارند جمع بشوند و در این زمینه کار تشکیلاتی بکنند، نتیجه کار افراد بهصورت جمعی بهشدت زیاد است، شهری مثل مشهد که هم حوزه علمیه هم دانشگاه و هم آستان قدس رضوی را دارد باید به مهمترین پایگاه تبلیغ اسلام در جهان تبدیل شود.
*نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی را در پازل صدور انقلاب چگونه میبینید؟
این نامه را اعلام رمز عملیات معرفی اسلام میدانم، فعالیتهای دشمن باعث شده مردم دنیا انگیزه برای شناخت اسلام داشته باشند لذا از اینطرف باید ایجاد انگیزه کنیم تا اسلام را بهتر معرفی کنیم، نامه مقام معظم رهبری علیرغم خواست غربیها هم باید به مخاطب برسد و هم زمینه آشنایی با اسلام را باید برایشان فراهم بکنیم مانند قرآن و سایر امور، علاوه بر این از این فرصت استفاده کنیم برای تولید و نشر تولیداتمان یعنی کاری کنیم که همه وارد این عرصه شوند.*
*منبع: پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای فرهنگی آستان قدس رضوی جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴