پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

اطلاعیه : جهت عضویت و مطالعه مطالب، به آدرس ghadiri1404@ در تلگرام، بپیوندید
محمد حسین قدیری ابیانه
فیلم معرفی قدیری ابیانه در کادر زیر:
Loading
پیوندها
پیوندهای روزانه
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
محمد حسین قدیری ابیانه
آخرین نظرات

دوشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۰، ۱۱:۲۲ ب.ظ

۰

چرا میرحسین در گزینش غرب مهره مناسبی تشخیص داده شد؟ ا

    اختصاصی //قدیری ابیانه//چه کسانی میتوانند انحراف بوجود آورند؟ ا


اصولاً اگر غربیها قرار است یک انقلابی رامنحرف کنند چهره هایی میتوانند اینکار را کنند که خودشان را نزدیک حکومت بدانند. موسوی به عنوان چهره ای که در ابتدای انقلاب نخست وزیر بوده است و در شعارهایش ازمکتب امام میگوید...

 خبرگزاری شبستان ۱۳۹۰/۳/۲۱: دکتر قدیری ابیانه معتقد است تردید های میرحسین موسوی برای شرکت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تردید های خودش نبوده و در حقیقت تردید غرب برای گزینش مهره مناسب بوده است و به این دلیل میرحسین انتخاب شد چون او در ظاهر به نظام و آرمان های انقلاب نزدیک بود. پس او بهترین گزینه برای ایجاد انحراف بود. آنچه در ذیل می خوانید گفتگوی شبستان با وی در رابطه با حوادث فتنه 88 است

.

1-       از مدتها قبل و پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم برخی جریانها و گروهها و افراد زمزمه عدم صحت نتایج در انتخابات را داشتند و پس از آن نیز این ادعا را طرح می کردند این امر نشاندهنده ی چه بود؟

در زمان انتخابات 88 من در مکزیک بودو. هفت، هشت ماه قبل از انتخابات 88 حتی قبل از اینکه نامزدها معرفی ومشخص شوند در مصاحبه ای در رسانه های ایران اعلام کردم که استراتژی غرب این است که به هر نحو احمدی نژاد انتخاب نشود.

در همان مصاحبه تاکید کردم چون برداشت غرب این است که احمدی نژاد برنده انتخابات خواهد بود، لذا بر راهکار تقلب تاکید می کنند. علتش هم این بود که احمدی نژاد در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری از خودش وجهه ای نشان داده بود که این نکته مهم هماهنگی کامل با مقام عظمای ولایت و پیروی بی چون و چرا از دستورات ایشان بود.

لذا مساله ادعای تقلب برای خیلی ها مساله جدیدی نبود زیرا از قبل پیش بینی می شد. به ویژه اینکه من در کشوری بودم که در جوار آمریکا بود و رسانه ها و سیاست های آنها را بررسی و دنبال می کردم.

خود آنها در نظرسنجی هایی که سه هفته قبل از انتخابات انجام دادند به این نتیجه رسیدند که احمدی نژاد حداقل دو برابر موسوی حتی در زادگاه موسوی رای می آورد، لذا برای غربی ها مسلم بود که احمدی نژاد پیروز انتخابات خواهد بود و لذا بحث تقلب را دنبال می کردند.

نامزدی میرحسین موسوی هم به خواست غربیها انجام شد، تردیدی که موسوی ابتدا برای ورود به عرصه انتخابات نشان می داد تردید خودش نبود، تردید غربیها بود که آیا او را انتخاب کنند یا شخص دیگری را انتخاب کنند و وقتی آنها به این نتیجه رسیدند که موسوی مهره مناسبی هست و وقتی موسوی مطمئن شد که موردعتماد آنها است وارد عرصه انتخابات شد.

در اعلام تقلب در انتخابات، موسوی سیاست ها و برنامه های غربیها را اعلام می کرد. نه خاتمی، نه موسوی، نه تاج زاده، نه موسوی خوئینی ها، نه هیچ کدام از اینها هرگز باور نداشتند که امکان 11 میلیون تقلب در انتخابات ایران وجود دارد و مطمئن بودند انتخابات را باخته اند و براساس سناریو غربیها شعار تقلب را دنبال کردند.

اصولاً اگر غربیها قرار است یک جریان و انقلابی را منحرف کنند چهره هایی می توانند اینکار را کنند که مردم آنها را نزدیک حکومت بدانند، لذا موسوی به عنوان چهره ای که در ابتدای انقلاب نخست وزیر بوده است و در شعارهایش از خط امام دم میزد مهره مناسبی تشخیص داده شد.

2-       استفاده فتنه گران از نمادها و ارزشهای اسلامی و انقلابی در چه راستا بود؟

اینکه موسوی در شعارهای انتخاباتی اش تاکید زیادی بر اسلام گرایی، خط امام (ره) و پیروی از قانون و ولایت فقیه و احترام به قوانین مجلس و شورای نگهبان می کرد. درست در راستای سیاست های غربیها بود برای اینکه بتواند رای بیاورد و این 13 میلیون رای که آورد از طریق فریب مردم به دست آورد.

 

3-      چرا موسوی انتخاب شد؟

به همان دلیل که برای دولت در تبعید اقای مدحی را انتخاب کردند، یعنی آنها به دنبال چهره ای بودند که از یک وجهه مذهبی و از درون نظام باشد و از این وجهه استفاده می کردند برای مخالفت از درون نظام وگرنه این همه عناصر ضدانقلاب در خارج از کشور وجود داشت چرا باید به سراغ مدحی بروند که در شرق آسیا مشغول الماس فروشی بود.

قرار بود اگر موسوی رای بیاورد شمشیر را به طور رسمی علیه ولایت بلند کند و قرار بود اگر در انتخابات شکست بخورد شعار تقلب و بعد تظاهرات و به میدان آوردن طرفداران و فریب خوردگانش را دنبال کنند که چنین کاری را کرد.

فتنه گران از همه نوع حمایت های استکبار آمریکا، انگلیس اروپا برخوردار بود و یک قلم از کمک های که به وی شد بحث 50 میلیون دلاری است که محمود عباس برای حمایت از او کنار گذاشته بود.

در مستندی که اخیراً در مورد مدحی پخش شد، مشخص شد که آنها برای دولت در تبعید هفت میلیارد دلار بودجه اختصاص داده اند. در واقع بودجه برای پیروزی میرحسین موسوی بیش از این مبالغ بوده است.

کسانی مثل خاتمی، میرحسین موسوی، موسوی خوئینی ها و تاج زاده که خودشان برگزارکنندگان انتخابات در دوره های مختلف بودند و می دانستند که نمی شود 11 میلیون را تقلب کرد و علی رغم این شعار تقلب سر دادند.

خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری اش مرتب بر جمهوریت مردم سالاری و جامعه مدنی تاکید می کرد و از آنجا که سنت الهی است که کسانی که ادعایی را مطرح می کنند مورد آزمایش قرار می گیرند، در این انتخابات آنها مورد آزمایش قرار گرفتند و در آگاهی کامل نسبت به عدم وجود تقلب بر طبل تقلب کوبیدند و نشان دادند هیچ اعتقادی به جمهوریت، جامعه مدنی، مدنیت و مردم سالاری ندارند، زیرا اگر در جمهوریت نامزدی یک رای بیش از رقیبش بیاورد او برنده است.

در واقع آنها با این ادعاها تمام شعارهای دوران حکومتشان را زیر پا گذاشتند و البته اگرچه این ماجرا حوادث تلخی را در پی داشت اما تداوم انقلاب اسلامی و پاکسازی انقلاب از عناصر نفوذی را میسر کرد و حداقل تا یک دهه امکان حرکت ندارند زیرا ماهیت آنها برای مردم شناخته شده است.

البته دشمن همچنان به دشمنی هایش ادامه می دهد و قطعاً سعی می کنند انتخابات مجلس در سال جاری و ریاست جمهوری یازدهم را دچار خدشه کنند که البته آنها حامی همه جریان هایی هستند که در مقابل مبانی نظام جمهوری اسلامی یعنی اصل ولایت فقیه بایستند.

4-      تفاوت فتنه سبز 88 با انقلابهای منطقه چیست؟

انقلاب هایی که در مصر، تونس، بحرین و یمن و تحرکاتی که در اردن، مراکش و کشورهای دیکتاتوری سلطنت طلب صورت می گیرد هیچ وجه تشابهی با جنبش فتنه سبز ندارد.

آنها علیه حکومت های دیکتاتوری حرکت کردند اینها علیه حکومت مردمی قد علم کردند، آنها طرفدار اسلامیت نظام و کشورشان هستند اینها طرفداران سکولاریسم و دور شدن اسلام هستند، آنها بر ضد وابستگی به آمریکا، اسراییل دارند حرکت می کنند، اینها در وابستگی به آن کشورها حرکت کردند، آنها مورد غضب آمریکا و اسراییل بودند، اینجا اینها مورد حمایت قدرتهای استکباری بودند. لذا هیچ شباهتی اینها با هم ندارند به جزء اینکه اینها می خواستند کاریکاتور یک حرکت مردمی علیه ایران را در ایران ترسیم کنند که موفق هم نشدند.

مشخص است وقتی میرحسین موسوی و امثال او می گویند چرا ما باید به فلسطینی ها و لبنانی ها کمک کنیم؟ در حالی که در مصر مردم برای باز شدن مرز رفح تظاهرات می کنند و علیه رژیم صهیونیستی موضع می گیرند چه شباهتی بین اینها وجود دارد.

اینها شعار نه غزه، نه لبنان سر می دادند آنها شعار هم غزه، هم لبنان سر می دهند. اینها می گفتند چرا ما باید دشمنی اسراییل را به خودمان بخریم. آنها می گفتند چرا ما باید دوست اسراییلی ها باشیم. لذا تفاوت از زمین تا آسمان است. اینها تحت عنوان دفاع از تونس و مصر قصد تظاهرات داشتند و آمدند یک کلمه علیه بن علی و مبارک نگفتند.

البته چند نقطه مشترک وجود داشت آن استفاده از فیس بوک و تویتر بود. مثلاً جنبش فتنه سبز از تویتر و فیس بوک برای ارتباطاتشان استفاده می کرد و به همین دلیل وزارت امور خارجه آمریکا خواست تا تعمیرات این شبکه ها به تعویق بیفتد تا این فتنه گران بتوانند هماهنگ شوند. در کشورهای منطقه، نهضت ها خواستند از این امکانات استفاده کنند ولی با حمایت آمریکا و اسراییل فیس بوکهای مربوط به نهضت های اسلامی قطع شد و آنرا مسدود کردند.

در ایران فتنه گران به صفوف مردم حمله کردند. یعنی در ایران طرفداران آمریکا و مبارک به مردم حمله کردند و نیروهای حزب الله و انقلابی را سعی کردند مصدوم کنند، در مصر نیز این اتفاق افتاد منتها فرقش این بود که آنها شتر هم برای حمله به صفوف مردم داشتند اما فتنه سبزی ها فاقد شتر بودند وگرنه با شتر و اسب برای حمله به صفوف مردم استفاده می کردند.

اینها زمان امام (ره) نیز نظرات امام را قبول نداشتند اما چون فرصت طلب بودند خودشان را پشت این کلمات و الفاظ پنهان می کردند.

نه خاتمی، نه تاج زاده نه بهزاد نبوی و نه دیگران ولایت مطلقه حضرت امام (ره) را که مطرح کردند قبول نداشتند و نپذیرفتند. اما این باورشان را رو نکردند و این هم به نوعی نفاق برمی گردد و امروز دیگر حنای آنها زندگی ندارد که البته این امر مختص امروز نیست بلکه در گذشته آنها نیز بود.

اینها در انتخابات سال 76 که دولت به دستشان افتاد و مجلس ششم و شورای شهر و ماهیتشان بیش از پیش برای مردم مشخص شد.

موفقیت نیروهای اصولگرا در مجلس هفتم و در شورای شهر و ریاست جمهوری مرهون همین افشا شدن ماهیت آنها و حتی شکست آنها در انتخابات بود.

همین امروز اگر انتخاباتی برگزار شود و موسوی نامزد شود یک دهم از آن رای را که آن زمان بدست آورده بود نخواهد آورد زیرا خیلی از کسانی که در آن زمان به وی رای دادند فریب دغل بازی های وی را خوردند و در حال حاضر هیچ اعتقادی به وی ندارند.

جریان اصلاحات مرده است و جسدش نیز دفن شده است و نبش قبر هم نمی تواند زندگی را به آنها برگرداند

۹۰/۱۰/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">