پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

پایگاه شخصی دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

دکترای علوم استراتژیک با گرایش مدیریت استراتژیک، معمار پایه یک و عضو نظام مهندسی، مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیرسابق در مکزیک و استرالیا

اطلاعیه : جهت عضویت و مطالعه مطالب، به آدرس ghadiri1404@ در تلگرام، بپیوندید
محمد حسین قدیری ابیانه
فیلم معرفی قدیری ابیانه در کادر زیر:
Loading
پیوندها
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
محمد حسین قدیری ابیانه
آخرین نظرات

آخرین مطالب

کالبد شکافی مواضع جمعی از نمایندگان مجلس ششم

 

اخیراً نامه ای از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خطاب به مقام معظم رهبری نوشته شده است که متن آن در سایت های اینترنتی ضد انقلاب در خارج از کشور به ویژه در سایت رادیو اسراییل منعکس گردیده است.

با مطالعه کامل متن مذکور به نقد و ارزیابی این نامه می پردازیم تا شاید برای روشنگری اذهان عمومی مفید واقع گردد

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۳۱

مدیریت استراتژیک بحران

 

در مواجهه با تهدیدات داخلی و خارجی

(نقدی بر مبحث تهدید به خروج از حاکمیت)

9/7/1381

ابعاد بحران‌ها و راه ‌حل مواجهه با آن

 

یکی از اصول طراحی و سازماندهی هر تشکلی، رعایت اصل کارایی در موقعیت‌های بحرانی است.

به عبارت دیگر، آن تشکل باید بتواند در زمان بحران، از قابلیت بالای شناخت بحران و قابلیت حل و اجرای راه حل بحران برخوردار باشد.

سه مشخصه مهم در ارزیابی بحران عبارتند از:

1)          قابل پیش بینی بودن یا نبودن بحران

2)          شدت بحران،

3)          زمان در دسترس برای حل بحران.

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۲۸

ایالتی بودن ایران در راستای سیاست خشکاندن ریشه ایران به عنوان یک ملت

در دوران جنگ تحمیلی، وزیر جنگ آمریکا، عمق استراتژی آمریکا در قبال ایران را "خشکاندن ریشه ایران به عنوان یک ملت" عنوان کرد.

معنی این عبارت از بین بردن یا نسل کشی همه مردم ایران نیست، (گرچه آمریکا برای تامین منافع نامشروع خویش، از هیچ جنایتی ابا ندارد)، بلکه این جمله به این معنی است که مردم ایران، خود را یک ملت واحد ندانند.

در حقیقت خشکاندن ریشه ایران به عنوان یک ملت، به معنی "ملت سازی" و "تجزیه" ایران به مناطقی است که مردم آن مناطق خود را ملتی جدا از مردم سایر مناطق بدانند.

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۲۵

تاملی بر اعدام یک کاندیدای مجلس

1 شهریور 1381

 

یک کاندیدای انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی، در تاریخ 30 مرداد 1381 به جرم ارتکاب دو فقره قتل عمد به دار آویخته شد.

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۲۲

سال 1359

این مناظره در 24 فروردین  سال 1359 به طور زنده از شبکه دو تلویزیون ایتالیا به مدت 30 دقیقه پخش شد.

به نام خداوند قوی تر از ناوهای آمریکا

در آنزمان آمریکا ایران را تهدید به تهاجم نظامی نموده بود و توجه افکار عمومی به اوضاع ایران جلب شده بود.

شهید ادواردو آنیلی پس از مشاهده این میزگرد تلویزیونی اقدام به تماس با قدیری ابیانه می کند.

بعد از این ملاقات دوستی بین آن دو آغاز و در مدت کوتاهی ادواردو شیعه می شود.

قدیری ابیانه در آنزمان رایزن مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی بود و چون حاضر نمی شود در مناظره به عنوان دیپلمات با دیپلمات های آمریکایی و عراقی بر سر یک میز بنشیند قرار می شود هر سه به عنوان خبرنگار شرکت کنند. لذا قدیری به عنوان خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی (با هماهنگی قبلی ان روزنمه) شرکت می کند و این درحالی است که او هرگز خبرنگار هیچ روزنامه ای نبوده است. خبرنگار عراقی نیز در حقیقت یک دیپلمات بود و خبرنگار آمریکایی نیز توسط سفارت آمریکا معرفی شده بود و برای سفارت آمریکا کار می کرد.

۱ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۱۹

جانبازان قهرمان ترند!

در خبرها آمده بود که "سمند، پراید و سفر به مکه و کربلا" به عنوان پاداش قهرمانان فوتبال که در بوسان پیروزی بزرگی را به ارمغان آوردند اختصاص یافته است.[1]

خودرو سمند را رئیس سازمان تربیت بدنی، اهدا نمود. سفر مکه را رئیس بنیاد مستضعفان و سفر کربلا را تربیت بدنی بسیج اهدا کرده‌اند. شرکت سایپا نیز 30 عدد خودرو پراید را با تخفیف ویژه اهدا کرد.

اهدا جوایز به قهرمانان در مسابقات جهانی یک امر عادی در جهان است. برخی از کشورهای دیگر هدایای ارزشمندتری را نیز به قهرمانان خود هدیه می‌کنند. شاید مناسب باشد جوایز بیشتری برای آنها در نظر گرفت، لیکن اهدا هدایا باید در چارچوب ضوابط خاص و توسط مراجع خاص باشد. قاعدتا دستگاه‌هایی مجاز به تعیین واهدا هدایا و جوایز هستند که مسئولیتی خاص در مقابل ورزشکاران دارند. انتخاب هدیه توسط سازمان تربیت بدنی و اهدا آن را می‌توان در چارچوب مسئولیت‌های آن سازمان برشمرد. اما تقبل 30 سفر حج برای ورزشکاران از بودجه بنیاد جانبازان و مستضعفان قابل تامل است. گرچه با توجه به تاثیر مثبتی که می‌تواند این سفر در تقویت روحیه دینی ورزشکاران داشته باشد، شاید قابل توجیه ‌باشد، زیرا که وقتی فردی قهرمان می‌شود و مورد توجه افکار عمومی قرار می‌گیرد، بیش از گذشته نیاز به تزکیه نفس دارد و خوشبختانه قهرمانان ما با توجه به ایمان به اسلام، از چنین جوایزی نیز استقبال می‌کنند و همچون سایر افراد جامعه چنین جوایزی روحیه و انگیزه آنان را برای کسب مدالهای طلا، بیشتر می‌کند. از این زاویه اهداء جایزه سفر به کربلا توسط سازمان تربیت بدنی بسیج نیز شاید توجیه پذیر باشد. لیکن در اینجا شرکت سایپا که یک شرکت دولتی است، چه وظیفه‌ای برای حاتم بخشی از بیت‌المال دارد؟! آیا اصولا شرکت‌هایی نظیر سایپا حق دارند که هر گاه از پیروزی ایران در مسابقات بین المللی به وجد آمدند، دست در بیت‌المال عمومی کنند و حاتم بخشی نمایند؟

به یاد دارم که در زمان پیروزی تیم ملی فوتبال ایران بر استرالیا که موج شادی همه ملت ایران را در بر گرفته بود، موج عجیبی نیز از حاتم بخشی در شرکت‌های دولتی ایجاد شده بود. چند شرکت دولتی و عمومی ماشین هدیه کردند. چند موسسه دولتی در نقاط مختلف کشور، زمین اهدا نمودند و خلاصه هر لحظه خبری از اهدا جوایز به قهرمانان منتشر می‌شد.

آیا مدیران موسسات و بنیادهائی که اموال عمومی را در اختیار دارند و یا شرکت‌های خودرو سازی دولتی حق دارند به هر بهانه و مناسبتی به پرداخت جوایز و یا تخفیف‌های میلیونی  بپردازند.

چندی قبل نیز خبر فروش ماشین پژو پرشیا به نمایندگان مجلس به چند میلیون تومان زیر قیمت منتشر شده بود که عکس‌العمل‌هایی را نیز در بین افکار عمومی در پی داشت.

 

خلاصه آنکه باید برای این امر ضوابطی را تدوین نمود. در این راستا پیشنهادهای زیر قابل بررسی است:

1)      مجلس محترم شورای اسلامی ضوابطی را برای اهدا جوایز به افراد مختلف و از جمله به قهرمانان ورزشی تدوین و تصویب نماید.

2)      موضوع اهدا جوایز توسط شرکت‌های دولتی، به مقامات حکومتی، از جمله به خود نمایندگان مجلس شورای اسلامی و به خود مدیران و اعضای هیات مدیره این شرکتها مورد تحقیق و تفحص قرار گیرد.

3)      سازمان بازرسی کل کشور، موضوع اهدا جوایز و تخفیف‌های ویژه به هر فردی توسط موسسات و شرکت‌های دولتی و هر موسسه دیگری را که از بودجه عمومی ارتزاق می‌کند مورد بررسی قرار دهد.

 

اگر  این بررسی‌ها صورت پذیرد، شاید یکی از دلایل زیان‌ده بودن شرکتهای دولتی مشخص گردد. اگر مسئولین این شرکتها خود را مجاز به اهدا این هدایا می‌د‌انند، لابد برای آن محدودیتی نیز قائل نیستند.

شاید بر اثر بررسی‌ها مشخص گردد که برای اهدای هدیه به قهرمانان ورزشی و یا تامین وسیله حمل و نقل نمایندگان محترم و غیره، لازم باشد بیش از آنچه اهدا شده یا اختصاص یافته اختصاص یابد، لیکن اهدا جوایز و هدایا بر عهده مراجع مسئول است و نه شرکتهای دولتی و یا سایر سازمان‌هایی که بودجه عمومی را در اختیار دارند.

اگر قرار باشد برای اهدا جوایز نیز اولویت بندی صورت بگیرد، قطعا جانبازان انقلاب، این قهرمانان شریف در اولویت‌اند. آنها از هر قهرمان دیگری که در بین ما زندگی می‌کنند قهرمان‌ترند.

   8/8/1381   والسلام

 



[1]  - روزنامه خراسان، مورخ 7/8/1381، ص 14.

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۱۱

وارد عصر کشور گشایی با ارتکاب جنایات جنگی شده ایم.

21/8/1381

 

حمله آمریکا به عراق قطعی است و پذیرش قطعنامه سازمان ملل متحد توسط عراق و خلع سلاح کامل آن نیز نمی‌تواند مانع تهاجم آمریکا به عراق شود. خلع سلاح کامل عراق، تنها می‌تواند هزینه‌های اشغال عراق توسط آمریکا را کاهش دهد.

قصد آمریکا از تجاوز به عراق، تصاحب منابع نفتی این کشور و تجاوز به عراق مقدمه لازم  برای اقدامات بعدی آمریکا برای تصاحب منابع نفتی سایر کشورهای خاورمیانه است.

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۰۶

ریشه های مفاسد اقتصادی و راه حل ها

سمه تعالی

فساد اقتصادی در کشور ما وجود دارد و به وضوح مشهود است و اگر با آن مقابله نشود، نظام را از کارآیی می‏اندازد و مردم را به نظام بدبین کرده، کشور را به قهقرا می‏برد و موجب گسترش فقر و مانع حل معضلات می‏گردد.

 باید با فساد اقتصادی مقابله جدی کرد و این مبارزه باید هم در جهت مجازات افراد مفسد و هم در جهت خشکاندن ریشه‏های فساد باشد. مجازات‏ها هم باید کارا و بازدارنده باشند. یعنی متناسب با نوع جرم و به نحوی باشد که دیگران از ارتکاب فساد بهراسند.

 همه، مسئول مقابله با فساد هستند. هم دستگاههای حکومتی و هم مردم کوچه و بازار. مردم از این جهت مسئولند که، اولاً خود از ارتکاب تخلفات در این زمینه بپرهیزند. مثلاً رشوه ندهند و هم اینکه در صورت مشاهده فساد، آنرا به مراجع ذیصلاح منعکس ساخته و عنداللزوم تا حصول نتیجه پی‏گیری کنند

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۰۴

تاثیر حکم اعدام سلمان رشدی بر جریان تبلیغات ضد اسلامی

روایتی مستقیم از تحولات جهانی در این ارتباط

محمد حسن قدیری ابیانه

 

اهانت به مقدسات مردم مسلمان ایران، داشت به یک روال معمول در می‌آمد . تلویزیونهای آلمان و ایتالیا در برنامه های طنز تلویزیونی خویش به حضرت امام (ره) اهانت کردند . روابط آن دو کشور با ایران بحرانی شد و دولت و ملت ایران عکس العمل قاطعی نشان دادند و مراکز فرهنگی آنان در تهران تعطیل گردید. چند دیپلمات اخراج شدند . دولتهای ایتالیا و آلمان ضمن ابراز برائت از اهانت به حضرت امام(ره) اعلام کردند که نمی‌توانند جلوی آزادی ها را بگیرند، ضمن آنکه، آنچه انجام شده بود را به دور از قصد توهین عنوان می ساختند .

تلویزیون هلند برنامه توهین آمیزی را تدارک دیده بود که با تذکرات شدید دیپلماتیک ایران و تهدید به تأثیر همه جانبه آن در روابط اقتصادی و سیاسی دوجانبه، از پخش آن ممانعت شد.

اخباری واصل شده بود که در کانادا در تدارک تهیه یک فیلم توهین آمیز هستند. اهانت به حضرت امام (ره) مقدمه اهانت به حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) بود . بر اساس اطلاعات واصله، در انگلستان در صدد ساخت فیلمی توهین‌آمیز علیه حضرت امام زمان (عج) بودند .

عکس‌العمل‌های دولت و ملت ایران موجب شده بود دولتها، رسانه‌های رسمی خویش را از اهانت منع نمایند، اما محافل صهیونیستی که خواستار تخریب روابط بین ایران و سایر کشورها، بویژه کشورهای غربی بودند، بهترین راه بحرانی کردن روابط بین ایران و سایر کشورها را برنامه ریزی برای اهانت به مقدسات جمهوری اسلامی ایران در کشور مورد نظر یافته بودند، زیرا که دولت و ملت ایران نمی‌توانستند نسبت به اهانتها بی تفاوت بمانند و اهانت به مقدسات در هیچ محفل و رسانه‌ای را تحمل نمی‌کردند. آنها پیش‌بینی می‌کردند که اهانت موجب عکس‌العمل ایران شود و این عکس‌العمل، روابط ایران با کشوری که در آن توهین صورت گرفته است را بر هم بریزد.

 دولت هلند، تهدیدات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران  را فراتر از حد انتظار خود یافته و در نتیجه مانع پخش برنامه توهین آمیز شده بود، گرچه با درک عمومی و موافقت احزاب مختلف در ممانعت از پخش برنامه توهین آمیز مواجه شده بود با انتقاد شدید برخی محافل مطبوعاتی صهیونیستی مواجه شد. دولتهای آمریکا ،انگلیس و رژیم صهیونیستی که همواره خواهان تخریب روابط بین سایر کشورها با جمهوری اسلامی ایران بودند  برنامه گسترده ای را علیه جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده بودند .

اهانت به مقدسات تشیع و برانگیختن احساسات مردم و دولت ایران از برنامه های حتمی‌ای بود که در تدارک آن بودند . اقدامات حقوقی و دیپلماتیک و حتی قطع روابط با برخی از این کشورها دیگر نمی‌توانست پاسخی کافی به این اهانتها باشد ،به ویژه آنکه توهین به مقدسات اسلام داشت به یک رویه تبدیل می شد که گاه دولتها نیز در آن دخالت نداشتند، لیکن ظاهرا" با توجه به نفوذ صهیونیستها، حتی اگر می‌خواستند، نمی‌توانستند مانع آن شوند. اعتراضات شدید علیه اهانت ها خود موجب شهرت اهانت کنندگان می‌شد و می‌رفت که راه دستیابی به شهرت از طریق اهانت به مقدسات اسلامی سهل‌ترین راه گردد . سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی و محافل استعماری و صهیونیستی حامی وی می‌دانستند که این کتاب مورد اعتراض شدید مسلمانان جهان قرار خواهد گرفت و حتی این اعتراضات را فرصت خوبی برای کسب شهرت بیشتر برای نویسنده و کتاب او ارزیابی می کردند .

اعتراضات روز به روز گسترده تر می‌شد و شهرت کتاب و نویسنده نیز هر روز افزونتر می‌گردید، لیکن هیچ یک از این اعتراضات، حتی به شهادت رسیدن 20 مسلمان در پاکستان در تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به انتشار کتاب، گره ای را نگشود و فقط، شهرت کتاب افزوده شد .

باید از این پس در انتظار توهین‌های صریح‌تر و گستاخانه‌تر علیه مقدسات مشترک کلیه مسلمانان و بویژه توهین‌های غیرقابل تحمل نسبت به مقدسات جهان تشیع می‌بودیم. اهانت ها ، گره‌ای بود که ظاهرا" راه حلی برای گشودن آن مشاهده نمی‌شد .

اگر اعتراضات به مقدسات مشترک جهان اسلام که اعتراضات عمومی مسلمانان را در پی داشت چاره ساز نبود، اهانت به مقدسات تشیع که قطعا" محدود به جهان تشیع می ماند، اثر کمتری  می‌توانست داشته باشد .

صهیونیستها آماده بودند از طریق عوامل خود در غرب آنقدر میزان اهانت را بالا ببرند که دیگر چاره ای جز قطع کامل روابط با غرب برای جمهوری اسلامی ایران باقی نماند و تازه این عمل نیز نمی‌توانست مانع ادامه اهانت‌ها شود . هیچ چاره و درمان اصلی و کارسازی برای این روال مشاهده نمی شد . همه راههای مقابله، با بن‌بست مواجه بود.

ظاهرا"  روانشناسان سازمانهای استعمارگر غربی معتقدند که چنانچه علیه مقدسات ملتی اهانت شود و اعتراضات آنان به جایی نرسد، ملتها چون موم رام و تسلیم خواهند گردید.

باری، حضرت امام خمینی (ره) باصدور حکم اعدام سلمان رشدی و ناشرین کتاب آیات شیطانی که از محتوای توهین آمیز آن مطلع بودند، گره را گشودند و جهان اسلام و بویژه جمهوری اسلامی ایران را از  بن بستی خطرناک نجات دادند.

صدور این حکم نه فقط ازاین بابت مهم بود که سلمان رشدی محکوم به اعدام شده بود، که این خود البته از اهمیت بسیاری برخوردار بود، بلکه ازاین بابت که به جهانیان اعلام شد که حکم هرگونه اهانت به اسلام و انتشار و اشاعه آن مرگ است، اهمیت داشت، بویژه آنکه این پیام را مزدوران قلم فروش خوب دریافتند.  

محافل صهیونیستی با مشکل بزرگی روبرو شدند . دیگر هیچ هنرپیشه‌ای حاضر نمی‌شد با اهانت به مقدسات اسلامی جان خویش را به خطر اندازد و به فرض که نویسنده‌ای حاضر به اهانت می شد، ناشری یافت نمی‌شد که حاضر باشد جان و منافع خویش و کارکنانش را به خطر افکند .

راه‌ها بر اهانت بسته شد. اینک صهیونیستها و محافل استعماری غرب به بن بست رسیده بودند و آنها که در صدد خشکاندن ایمان در جهان اسلام بودند در  می‌یافتند که زمینه اهانت به اسلام خشکیده است .

تلاش غرب برای لغو حکم اعدام سلمان رشدی نه برای ارزشی است که برای جان سلمان رشدی قائل هستند که اگر فقط مسأله این بود، خود آنها او را تا کنون کشته بودند، بلکه مسأله این بود که به سایر مزدوران بگویند که اهانت به اسلام به از دست رفتن جانشان تمام نخواهد شد، تا زمینه پذیرش توطئه‌های فرهنگی علیه اسلام توسط مزدوران فراهم آید.

حضرت امام خمینی (ره) با عمل به دستورات اسلام و با صدور فرمان حکم اعدام سلمان رشدی ملعون گرد مرگ را بر اهانت کنندگان به اسلام پاشیدند و با یک ضربه جانانه، همه آنها را دچار انفعال و شکست کردند و جمهوری اسلامی ایران را نیز از بحران های سیاسی، بین المللی ، اقتصادی که به ظاهر اجتناب ناپذیر می‌نمود خارج ساختند.

درست است که صدور حکم سلمان رشدی جهان غرب را رودرروی  جمهوری اسلامی ایران قرار داد ، لیکن مانع بروز مشکلات و بحران عظیم‌تری گردید که با ادامه و ارتقاء اهانتها اجتناب ناپذیر  بود .

اینجانب که در آن زمان در وزارت امور خارجه  مسئولیت امور مقابله با توطئه‌های تبلیغاتی خارج از کشور را نیز بر عهده داشتم، قبل از صدور حکم اعدام سلمان رشدی، ملاقاتی با یک خبرنگار ایتالیایی داشتم که اطلاع از آن می تواند روحیه مردم غرب را نمایان سازد .

این خبرنگار که سعی می‌کرد نسبت به انعکاس موضوعات ایران  منصفانه برخورد کند با توجه به سفرهای متعددی که به ایران داشت ، در جریان فعالیتهای تروریستی منافقین قرار گرفته و از جنایات آنان با اطلاع بود و به شدت علیه آنها موضع داشت .

او منافقین را بدتر از فاشیست‌ها می دانست و مقالاتی نیز علیه آنها در مطبوعات ایتالیا نوشته و منتشر کرده بود . در ملاقاتی که در دفترکارم با او داشتم، در بین صحبتها، اسنادی از جنایات منافقین را در اختیار او قرار دادم. او که به متجاوز بودن عراق در جنگ واقف بود، از اینکه منافقین به عراق پناهنده شده و علیه ملت خویش به دشمن متجاوزکمک کرده و چنین جنایاتی را مرتکب می شوند ابراز انزجار کرد.

از وی خواستم اگر برایش ممکن باشد افکار عمومی ایتالیا را از جنایات منافقین و اسناد ارائه شده مطلع کند ، ولی او گفت که حاضر نیست دیگر علیه منافقین مطلبی بنویسد. وقتی علت امتناع او را جویا شدم برایم تعریف کرد که به دنبال مقاله‌ای که در روزنامه خود درباره جنایات منافقین نوشته بود ، یک روز هنگامی که دیر هنگام از روزنامه به منزل می‌رفت دو نفر از اعضای منافقین در زیر زمین مترو، در قسمتی خلوت جلوی او را می‌گیرند و سیلی به صورت او می‌زنند و می‌گویند که اگر یکبار دیگر علیه منافقین بنویسد او را خواهند کشت.

از او پرسیدم آیا این مطلب را در روزنامه نوشتی ؟ گفت : خیر . گفتم: برخورد منافقین با شما باید ماهیت منافقین را بیش از پیش برایت روشن کرده باشد و لذا شایسته است که آنها را افشا نمایی . تأکید کرد که منافقین او را تهدید به مرگ کرده‌اند و درست به همین دلیل نیز دیگر حاضر نیست علیه آنها چیزی بنویسد، زیرا به هیچ قیمتی حاضر نیست جان خویش را از دست بدهد. گفت: اگر من بمیرم حتی اگر آنها مجازات شوند چه فایده‌ای برای من دارد ؟ به او گفتم: به پلیس مراجعه  کن، تو را حفاظت خواهند کرد . گفت: اولا" پلیس حاضر نمی شود چنین هزینه‌ای را برای حفاظت از جان من بپذیرد ، ثانیا" بر فرض که چنین کند عملا" آزادی‌ام سلب خواهد شد. وی اظهار داشت : چگونه می‌توان دائم در حفاظت پلیس بود، چنین زندگی‌ای اصلا  شیرین نخواهد بود.

این خبرنگار که از مزدوری منافقین مطلع بود، حاضر نشد پس از تهدید، از ترس جانش، چیزی علیه منافقین بنویسد، در حالی که از عدم حقانیت آنان کاملا" آگاه بود.  وقتی یک غربی از ترس جان، از گفتن حقایق پرهیز می‌کند، حتما" در صورت احساس سایه مرگ، از مزدوری و اهانت هم دست برخواهد داشت و در حقیقت زمانی ریشه اهانت به اسلام خشکیده خواهد شد که اهانت کننده خود را در معرض مرگ ببیند .

در ارتباط با صدور حکم اعدام سلمان رشدی توسط حضرت امام خمینی(ره)، نفس صدور چنین حکمی کار خود را کرد و ریشه اهانت را خشکاند . چه سلمان رشدی ترور شود و چه کسی موفق به انجام این مهم نگردد، او دیگر مرده است . هرچه مردم جهان بیشتر در جریان سختی ها و مشقّت‌هایی که او در آن گرفتار شده است قرار گیرند ، اثر بازدارندگی آن برای مزدوران قلم بدست بیشتر است . نفس صدور حکم حضرت امام موجب شد دیگر درخت اهانت میوه ندهد .

خون هر اهانت کننده به اسلام همچون اسیدی است که اگر بر زمین ریخته شود ریشه درخت شوم اهانت را خواهد سوزاند . اصرار غرب برای لغو حکم اعدام سلمان رشدی، نه به خاطر ارزشی است که برای جان وی قائلند ، زیرا که آنها برای جان انسانها ارزش قائل نیستند، چه رسد به جان حیوان مزدوری چون سلمان رشدی، بلکه اصرار غرب برای لغو حکم سلمان رشدی به منظور بازگشایی مجدد راه اهانت به مقدسات اسلام و روحیه دادن به مزدورانی است که حاضرند برای شهرت یا مشتی پول، دست به هر جنایتی بزنند ، اما این مزدوران حاضر نیستند به هیچ وجه رفاه خود را از دست بدهند، چر رسد به از دست دادن جان خود.

در این راستا، تأکید مجدد محافل مختلف مردمی در سالگرد صدور حکم اعدام سلمان رشدی، در اعلام آمادگی برای اجرای حکم حضرت امام(ره) و اصرار مقام معظم رهبری بر تداوم حکم حضرت امام در مورد توهین به مقدسات اسلامی، حالت بازدارنده داشته و دشمنان اسلام را از توهین به مقدسات اسلامی بر حذر می‌دارد.        والسلام

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۰۲

شیر و بنزین

19/8/1381

 

بخشی از دانش‌آموزان هر کلاس از تغذیه روزانه با شیر محروم هستند. علت آن نیز عدم توانایی والدین این خردسالان، در پرداخت ماهیانه 3200 تومان است. این واقعیتی است که سیمای جمهوری اسلامی ایران چند روز پیش آنرا به تصویر کشید.

در این برنامه نشان داده می‌شد که اسامی کسانی که پول شیر را پرداخته‌اند اعلام می‌شد و فقط به آنان شیر تحویل می‌گردید. در مصاحبه با دانش‌آموزانی که سهمیه شیر نداشته‌اند آنها دلیل این تبعیض را نمی‌دانستند. مادران این دانش‌آموزان نیز در مصاحبه خود اعلام کردند که توانایی پرداخت ماهانه 3200 تومان برای تغذیه فرزند خردسالشان را ندارند.

شکی نیست که والدین این دانش‌آموزان مایلند فرزندشان با شیر در مدرسه تغذیه شوند و اگر از پرداخت آن خودداری می‌کنند، عمدتا به دلیل عدم توانایی مالی است.

آموزش و پرورش نیز نمی‌تواند هزینه‌ای را بپردازد که بودجه آن تامین نشده است. دولت هم بودجه بیشتری ندارد تا به این امر اختصاص دهد. پس تکلیف چیست؟

در اینجا این سوال مطرح می‌شود که آیا بودجه ‌های موجود به نحو مناسبی اختصاص یافته‌اند؟ آیا نمی‌توان در اختصاص بودجه، اولویت‌ها را اصلاح کرد؟ آیا نمی‌توان در امر زیبای توزیع شیر در مدارس، این تبعیض زشت را از بین برد، بویژه که مصرف شیر، کمبود کلسیم این دانش‌آموزان را تا حدودی رفع می‌کند؟

واقعیت این است که اختصاص بودجه در کشورمان نه تنها در وضعیت ایده‌آلی نیست، بلکه در مواردی یک افتضاح است. در کشور ما از بابت هر لیتر بنزین 150 تومان یارانه پرداخت می‌گردد. در حقیقت با توجه به اینکه روزانه 50 میلیون لیتر بنزین مصرف می‌شود، میزان یارانه بنزین در هر سال بالغ بر 2500 میلیارد تومان یعنی معادل 5/2 برابر کل بودجه عمرانی استانی کل استان‌های کشور است!

در حالی که بسیاری از خانواده‌ها، توان  تامین ماهیانه 3200  تومان، برای تغذیه روزانه شیر در مدرسه برای فرزند معصوم خویش را ندارند، دولت از بابت هر یک باک بنزین (40 لیتر) 6 هزار تومان و از بابت هر باک بنزین ماشین پاترول (80 لیتر)  12 هزار تومان از کیسه بیت‌المال عمومی یارانه تخصیص داده است! یعنی هر کس از وسیله نقلیه شخصی برخوردار است و مصرف بنزین بیشتری دارد، دسترسی بیشتری به بیت‌المال دارد!

در حقیقت یارانه دولت برای بنزین مصرفی برای فقط یک باک پاترول در یک نوبت، 12 هزار تومان، و اگر فقط هر 3 روز یک بار بنزین بزند در هر ماه 120 هزار تومان یارانه می‌گیرد که معادل سهمیه شیر ماهانه 37 دانش‌آموز است! دانش‌آموزان محرومی که باید از رشد سالم باز بمانند تا من و شمای ماشین دار بتوانیم ارزان برانیم!

چه کسی مدعی است که این روش عادلانه است؟! در ماه مبارک رمضان این سوال را مطرح می‌کنم که چه کسی حاضر است از این روش دفاع کند و در عین حال در روز قیامت پاسخی برای این ظلم فاحش داشته باشد؟ چه کسی می‌تواند بذل و بخشش از بیت المال به افراد برخوردار را به این بهانه که باید بنزین ارزان باشد توجیه کند، در حالی که فرزندان این خاک و بوم از خوردن سهم شیر خود محروم هستند. متاسفانه سهم دهک اول جمعیتی کشور (5/6 میلیون نفر از ثروتمندترین‌های جامعه) از یارانه بنزین، بیش از چهل برابر سهم دهک آخر جمعیتی کشور (5/6 میلیون نفر از فقیرترین اقشار جامعه) است.

در سال جاری یارانه‌ای که به مصرف بنزین تعلق می‌گیرد بیش از 5/2 برابر کل بودجه عمرانی استانی کل استانهای کشور است و این در حالی است که 9080 طرح عمرانی ملی نیمه تمام  و 45 هزار طرح عمرانی استانی نیمه تمام در کشور وجود دارند.

من مانده‌ام که با این وضعیت چگونه عده‌ای هنوز از ادامه پرداخت یارانه برای بنزین دفاع می‌کنند در حالی که در بخش‌های دیگری به این بودجه نیاز است.            والسلام

۱ نظر ۱۶ بهمن ۹۰ ، ۰۱:۰۰